تبليغاتX
علم و ورزش


علم و ورزش

توسعه ي ورزش بر محور دانش

برای شروع درمان کم وزنی قبل از هر چیز باید با یک پزشک در مورد بررسی وضعیت هورمونی فرد ، امکان وجود افسردگی یا وجود بیماریهای دیگری که موجب کم وزنی می شود مشاوره کرد.

در درمان کم وزنی روش های زیر توصیه می شود :

۱. مصرف مواد غذایی سرشار از کالری و موادمغذی ، از جمله غذاهای پرچربی به ویژه روغن های گیاهی به تدریج افزوده شود. تعدادی از غذاهای پرانرژی عبارتنداز : پنیر ، میوه های خشک ، موز ، مغزها و غیره

۲. از مصرف نوشابه های گازدار و سایر مواد مشابه که می توانند جانشین غذاهای پرانرژی شوند ، خودداری شود

۳. سعی کنید کمی فعالیت جسمانی خود را کاهش دهید. چنانچه خیلی لاغر هستید یک برنامه تمرین با وزنه توصیه می شود(برای تقویت عضلات)

۴. از مصرف مایعات همراه با غذا خودداری کنید تا از سیری زودرس جلوگیری شود

۵. از مصرف بیش از حد فیبر خوراکی خودداری کنید زیرا این کار باعث سیری زودرس می شود

۶. روی کاغذ نوع و مقدار غذای مصرفی خود را بصورت روزانه به مدت یک هفته بنویسید. سپس بررسی کنید و ببینید چه غذاهای پر کالری مصرف کرده اید و چه تغییراتی می توانید در برنامه غذایی خود بدهید

محمد جواد کشاورز

عضو دفتر تحقیقات کاربردی پلیس

نوشته شده در جمعه سیزدهم آذر 1388| ساعت 0:49| توسط جمعي از اساتيد و دانشجويان| |

داشتن وزن مناسب برای تامین سلامت ضروری است. بنابراین افراد دارای اضافه وزن یا چاق ، باید سعی در کاهش وزن خود نمایند. لیکن قبل از این مساله باید تاکید بیشتری بر پیشگیری از چاقی نمود. چون معمولا ۵ درصد افرادی که وزن خود را با رژیم غذایی کم می کنند قادر به حفظ وزن مطلوب هستند.

 یک برنامه کاهش وزن زمانی موفق است که فرد بتواند حداقل ۳ تا ۵ سال در وزن بدست آمده باقی بماند. در یک برنامه کاهش وزن علمی و موفق باید نکات زیر در نظر گرفته شود :

۱. برنامه رژیم غذایی باید طوری تنظیم شود که هر ۵ گروه غذایی را در حد مورد نیاز تامین نماید و لیکن از مواد غذایی بدون چربی استفاده شود.

۲. کاهش وزن آرام و یکنواخت باشد ، بطوریکه فرد حدود ۵/۰ تا ۱ کیلوگرم وزن را در هفته از دست بدهد.

۳. برنامه باید طوری تنظیم شود که تا حد امکان فرد احساس گرسنگی و بی حالی نکند. ممکن است یک مکمل ویتامین و املاح مورد نیاز باشد.

۴. در برنامه غذاهایی گنجانده شود که به راحتی در دسترس باشد. هیچ غذایی اثر جادویی بر کاهش وزن ندارد ، اگر رژیمی چنین غذایی را مصرفی کند باید با متخصص مشورت شود.

۵. در برنامه غذایی ، تصحیح عادات غذایی به گونه ای باشد که فرد در آینده بتواند آن را ادامه دهد.

۶. فعالیت هایی که تندرستی فرد را بهبود بخشد باید تشویق شود ، از جمله فعالیت های جسمانی منظم ، استراحت کافی ، روش های کاهش استرس و شیوه زندگی سالم توصیه می شود. در ضمن حتما در طول برنامه از مشاور ، پزشک یا کارشناس تغذیه استفاده شود.

۷. برای کاهش وزن ، مصرف هیچ دارویی توصیه نمی شود.

 

محمد جواد کشاورز

عضو دفتر تحقیقات کاربردی پلیس

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388| ساعت 8:25| توسط جمعي از اساتيد و دانشجويان| |

گردشگري ورزشي

گردشگري ورزشي فعاليت‌هاي مرتبط با ورزش است و از آنجا كه اين بخش تنها دربرگيرنده پيگيري حوادث و رويدادهاي ورزشي نيست، به گردشگري ورزشي نه فقط به‌عنوان تماشاي يك حادثه ورزشي، بلكه به‌عنوان عامل سفر نيز توجه مي‌شود گردشگري ورزشي طيف گسترده اي از گردشگري ماجراجويانه تا گردشگري تفريحي را در بر مي گيرد.

از آنجا كه گردشگري پسامدرن گونه اي حق گذران اوقات فراغت را در عصر فرا ـ پسامدرن شكل مي دهد(پاپلي يزدي وسقايي، 32،1382)گردشگري ورزشي نيز گونه اي از گردشگري پسامدرن محسوب مي شود.از اين رو دو مقوله گردشگري و ورزش از ارتباط متقابل، تنگاتنگ و تاثيرگذاري سود مي‌جويند، به‌گونه‌اي كه ورزش حجم قابل توجهي از افراد را به سفر وا مي‌دارد و رويدادهاي بزرگ ورزشي، به خودي خود از مهمترين جاذبه‌هاي دوره‌اي كشورها به حساب آمده و تاثير بسزايي در وجهه گردشگري كشورهاي ميزبان دارد. Ritchie,2002,4 ).

  گردشگري ورزشي

سفري است كه به دلايل غير تجاري به صورت رسمي يا غير رسمي و بر پايه تفريح يا تماشاي ورزش ، به صورت كوتاه مدت يا تعريف شده در داخل يا خارج از كشور صورت مي گيرد.  توريسم ورزشي يا همان گردشگري ورزشي در اساس بخشي از گردشگري است که در حوزه ورزش و با بهره مندي از آن به عنوان يک پديده مثبت و فراملي، عمل مي کند. در اين حوزه، سه شاخه وجود دارد: گردشگران داخلي، گردشگران ورودي و گردشگران خروجي توريسم ورزشي.گردشگران داخلي و ملي به کساني گفته مي شود که براي شرکت در مسابقات داخلي، حضور در مسابقات تيم هاي مختلف ورزشي و يا بازديد و تماشاي مسابقات ورزشي در سطح ملي فعاليت مي کنندتوريسم ورزشي، به دليل اين که به زبان يا فرهنگي خاص محدود نيست، همه فرهنگ ها را دربرمي گيرد و اين براي کشورهايي که به دلايل خاص اعتقادي و ديني در جذب گردشگر ناموفق بوده اند، بستري مناسب را فراهم مي سازد.

 گردشگران ورزشي

كساني كه براي مدت(حداقل 24 ساعت و حداكثر 6 ماه) به محيط هاي خارج از محل زندگي دائمي خود سفر مي كنند و انگيزه و هدف  اصلي آنان مشاركت فعال يا غير فعال در ورزش هاي رقابتي يا تفريحي يا حتي حضور در رويدادهاي ورزشي به منظور لذت بردن و تشويق نمودن ورزشكاران است.

فرصت هاي گردشگري ورزشي در ايران

ايران به دليل بر خورداري از شرايط ويژه جغرافيايي و اقليمي ، توانايي پذيرايي از خيل عظيمي از ورزشكاران (كوهنوردان ، دوچرخه سواران ، بيابان گردان ، قايق رانان و علاقه مندان به ورزش مفرح اسكي و همچنين مسابقات رالي خصوصا رالي در كوير ) را دارا است.ورزش هايي همچون چوگان ، كشتي و ورزش هاي زور خانه اي  و باستاني از جمله نام آشناترين ورزش هاي بومي و سنتي كشور به شمار مي روند. اين ورزش ها به لحاظ جنبه هاي تاريخي ، فرهنگي و هنري اهميت ويژه اي در جذب گردشگران و جهانگردان داخلي و خارجي دارند

علاوه بر آن فوايد اقتصادي گردشگري ورزشي نيز يكي از دلايل توجه به گردشگري ورزشي مي باشد. به گونه اي كه گردشگري ورزشي يك تجارت چند ميليون دلاري است كه داراي سريعترين رشد، يعني حدود 5/4 تريليون دلار در سطح دنيا است و تا سال 2011 ميلادي انتظار مي‌رود كه حدود 10 درصد اقتصاد بومي را در برگيرد. رويدادهاي ورزشي كه در كشورهاي مختلف برگزار مي شود خود مي تواند به عنوان جاذبه اصلي گردشگري ورزشي، ضمن جذب گردشگران ، سبب شكل گيري فوايد اقتصادي بسياري گردد. به عنوان مثال مي توانيد از مطالعات كي لي در زمينه فوايد اقتصادي حاصل از گردشگري ورزشي  جام جهاني فوتبال 2002در كره و ژاپن اشاره كرد.

گردشگري ورزشي در چارچوب ژئو پلتيك گردشگري(پاپلي يزدي و سقايي،1385) مي‌تواند ده‌ها ميليون تماشاگر (گردشگر) را به سمت رقابت‌هاي المپيك و جام جهاني جذب كنند. به‌عنوان مثال استراليا براي المپيك 2000 سيدني، 7/1 بيليون دلار هزينه كرد و پيش‌بيني مي‌شود در طول 10 سال 5/4 بيليون دلار درآمد از اين راه كسب كند فوايد كوتاه مدت و مستقيم حضور گردشگران ورزشي در كشور ميزبان پول و ثروت و ايجاد فرصت‌هاي شغلي و فوايد بلند مدت و غيرمستقيم آن، رشد و توسعه زيرساخت‌هاي صنعتي و اقتصادي كشورها است كه اين امر از طريق حضور متمادي و مستمر گردشگران در مناطق مختلف حاصل مي شود. بر اين مبنا مي توان گردشگري ورزشي را براساس يك نگرش پسا ساختاري مورد مورد بررسي قرار داد و بيان نمود كه گردشگري ورزشي در عصر پسامدرن يكي از اهرم هاي ژئوپليتيك گردشگري براي كشورها در جذب سرمايه و درآمد است. 

منبع :اینترنت 

گرداوری کننده: محمد فرهمندنیا

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388| ساعت 19:8| توسط جمعي از اساتيد و دانشجويان| |

عنوان : اثر خوردن شیر بر ظرفیت تمرین طولانی مدت مردان تندرست جوان

 

هدف :  اثر مصرف مایع بر تمرینات طولانی مدت به طور ممتد مورد مطالعه قرار گرفته است ، اما اطلاعات کمی موجود است در مورد اثر مصرف شیر در پاسخ به تمرینات طولانی مدت. بدین سان هدف این مطالعه بررسی اثر شیر بر ظرفیت تمرین بود.

روش : 8 مرد تندرست (با سن 24 بعلاوه و منهای 4 سال ، بلندای قامت 1 متر و 76 سانتیمتر بعلاوه و منهای 4 سانتیمتر ، جرم 9/68 بعلاوه و منهای 5/9 کیلوگرم ، چربی بدن 5/12 بعلاوه منهای 4/2% ، اوج اکسیژن مصرفی 3/4 بعلاوه و منهای 6/0 لیتر در دقیقه) تمرین کردند تا مرز خستگی با 70% اوج اکسیژن مصرفی در 4 وهله. اشخاص خوردند  5/1 میلی لیتر به ازای هر کیلوگرم وزن بدن آب ساده ، یک محلول کربوهیدراتی-الکترولیتی ، شیر کم چربی (با چربی 1/0%) و شیر کم چربی (با چربی 1/0%) که به آن گلوکز اضافه شده بود قبل از تمرین و هر 10 دقیقه در طی تمرین. اثر نوشیدنی بر ظرفیت تمرین ، و پاسخ قلبی عروقی ، متابولیسم و تنظیم دما به تمرین طولانی مدت اندازه گیری شد.

نتیجه : زمان تمرین تا رسیدن به خستگی به طور معناداری تحت تاثیر خوردن نوشیدنی قرار نگرفت (P=19)، اما آنها تمایل داشتند به تمرین طولانی تر زمانی که نوشیدنی کربوهیدرات-الکترولیت (6/110 با دامنه 82 تا 7/222 دقیقه) ، شیر (3/103 با دامنه 7/85 تا 5/228 دقیقه) و شیر با گلوکز (8/102 با دامنه 3/74 تا 1/167 دقیقه) مصرف شد در مقایسه با آب (3/93 با دامنه 4/82 تا 3/192 دقیقه). محلول مصرف شده تحت تاثیر قرار نداد پاسخ قلبی عروقی ، متابولیسم و تنظیم دما را به تمرین.

نتیجه گیری : نتیجه این تحقیق پیشنهاد می کند اگرچه مایع پایه شیر کم چربی ظرفیت تمرین را بالا نمی برد بیش از آنچه دیده شد با خوردن آب ساده ، اثر آن قابل قیاس بود با آنچه مشاهده شد با نوشیدنی کربوهیدراتی-الکترولیتی.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

-------------------------------

عنوان : بهبود ظرفیت استقامتی بدنبال مصرف شیرکاکائو در مقایسه با دو نوشیدنی تجاری در دسترس

 

این تحقیق آزمایش می کند اثر 3 نوشیدنی ریکاوری بر اجرای استقامتی بدنبال تخلیه گلیکوژن در تمرین. 9 مرد دوچرخه سوار تمرین کرده اجرا کردند 3 کوشش آزمایشی در یک ترتیب تصادفی که هر کدام شامل یک کوشش با تخلیه گلیکوژن ، 4 ساعت دوره ریکاوری و یک دوچرخه سواری تا حد خستگی در 70% حداکثر اکسیژن مصرفی. در 0 و 2 ساعت درون دوره ریکاوری شرکت کنندگان مصرف کردند  شیرکاکائو ، یک نوشیدنی جانشین کننده کربوهیدرات و یک نوشیدنی جانشین کننده مایعات. شرکت کنندگان دوچرخه سواری کردند 51% و 43% بیشتر بعد از مصرف شیر کاکائو (32 بعلاوه و منهای 11 دقیقه) نسبت به نوشیدنی جانشین کننده کربوهیدرات (21 بعلاوه و منهای 8دقیقه) و نوشیدنی جانشین کننده مایعات (23 بعلاوه و منهای 8 دقیقه). شیر کاکائو کمک می کند به ریکاوری موثر بعد از تمرین استقامتی طولانی مدت برای تمرین بعدی در شدت ملایم.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

 -------------------------------

عنوان : شیرکاکائو کمک می کند به ریکاوری بعد از تمرین

 

9 مرد دوچرخه سوار تمرین کرده استقامتی اجرا کردند یک کار اینتروال و بدنبال آن 4 ساعت ریکاوری و سپس یک کوشش استقامتی تا حد خستگی در 70% حداکثر اکسیژن مصرفی ، در سه روز جداگانه. بلافاصله بدنبال یک دور تمرین روز اول و 2 ساعت ریکاوری آزمودنی ها نوشیدند مقداری شیر کاکائو ، نوشیدنی جانشینسازی مایع و نوشیدنی جانشین سازی کربوهیدرات ایزووولومیک (هر سه ایزووولومیک) در یک طرح واحد و تصادفی. محتوی کربوهیدرات برابر بود با شیر کاکائو و نوشیدنی جانشین سازی کربوهیدرات. زمان رسیدن به خستگی ، ضربان قلب متوسط ، درجه درک فشار ، و کل کار برای تمرین استقامتی مقایسه شد بین کوششها. زمان رسیدن به خستگی و کل کار تمرین به طور معناداری بیشتر بود برای شیرکاکائو و نوشیدنی جانشینسازی مایع در مقایسه با نوشیدنی جانشینسازی کربوهیدرات. نتیجه این تحقیق پیشنهاد می کند شیرکاکائو کمک می کند به یک ریکاوری موثر بین دو کوشش تمرینی خسته کننده.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

 -------------------------------

عنوان : کودکانی که اجتناب می کنند از مصرف شیر گاو در آنها خطر شکستگی استخوان قبل از بلوغ افزایش می یابد.

 

پیشینه تمام شکستگی های 50 کودک (30دختر و 20 پسر با دامنه سنی 3 تا 13 سال) که اجتناب کرده بودند از خوردن شیر گاو برای دوره طولانی آنهایی که در تولد نسبت به آنها بیشتر مصرف کرده بودند ، 1000 کودک از همان شهر. کودکانی که اجتناب کردند از مصرف شبر ، استفاده نکردند از کلسیم زیاد ذخیره غذا بطور مناسب و رژیم غذایی کم کلسیمی مصرف کردند و مقدار دانسیته مواد معدنی استخوان آنها کاهش یافت. وزن خیلی زیادی بود(22 از 50). بطور معناداری بیشتر کودکانی که اجتناب کردند از مصرف شیر در آنها شکستگی گزارش شد(16 observed vs 6 expected, chi(2)=31.0, P<.001, df=5). آنها همچنین تجربه کردند شکستگی بیشتری نسبت به گروهی که از تولد شیر بیشتری مصرف کرده بودند(22 observed vs 8 expected, chi(2)=33.6, P<.001, df=5). تمام شکستگی ها رخ داد قبل از بلوغ و اکثر شکستگی ها (18 از 22) وابسته بود به تنها یک آسیب ناچیز. بخصوص شکستگی ساعد مشترک بود(12 شکستگی). ما نتیجه گرفتیم کودکان جوان که اجتناب می کنند از مصرف شیر مستعد شکستگی هستند.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

-------------------------------

عنوان : مصرف شیر خامه گرفته شده افزایش می دهد رشد پروتئین عضله را بعد از تمرین مقاومتی نسبت به مصرف نوشیدنی سبوس پروتئین ایزو انرژتیک و ایزونیتروژنیک

 

زمینه : تمرین مقاومتی منجر می شود به رشد خالص پروتئین عضله از طریق همکاری متقابل تمرین و تغذیه. پروتئین از منابع مختلف شاید متفاوت باشد در توانایی آنها در حمایت رشد پروتئین عضله.

هدف : ما آزمایش کردیم اثر مصرف ایزونیتروژنیک ، ایزوانرژتیک و ماکرومغذی ها همتا با نوشیدنی سبوس و شیر( 18 گرم پروتئین ، 750 کیلوژول) بر پروتئین کیناز و تعادل پروتئین عضله خالص بعد از تمرین مقاومتی در مردان تندرست جوان. فرضیه ما این بود که مصرف سبوس اثری بزرگتر اما گذرا hyperaminoacidemia در مقایسه با شیر دارد و شیر افزایش بزرگتر تعادل خالص پروتئین را دارد زیرا پائین می آورد اما در دوره طولانیتر hyperaminoacidemiaرا.

طرح : تعادل آمینو اسید خون سرخ رگی-سیاهرگی و میزان سنتز کسری عضله اندازه گیری شد در مردان جوانی که مصرف کرده بودند شیر مایع یا نوشیدنی سبوس پروتئین در یک طرح همزمان بعد از یک دور تمرین مقاومتی.

نتیجه : مصرف هم سبوس و هم شیر نتیجه داشت در تعدل مثبت پروتئین. تجزیه و تحلیل فضای زیر خط منحنی تعادل خالص نشان داد یک تعادل خالص بزرگ سراسری بعد از مصرف شیر(P<0.05). میزان کسری سنتز در عضله نیز بیشتر بود بعد از مصرف شیر نسبت به بعد از مصرف سبوس.

نتیجه گیری : پروتئین پایه شیر افزایش می دهد رشد پروتئین عضله را به وسعت بیشتری نسبت به پروتئین پایه سبوس زمانی که مصرف شود بعد از تمرین مقاومتی. مصرف هم پروتئین شیر و هم پروتئین سبوس با تمرین مقاومتی افزایش می دهد نگهداری توده عضله را و مفید است ، اما مصرف مزمن پروتئین شیر بعد از تمرین مقاومتی احتمالا حمایت سریعتری می کند از افزایش توده عضله.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

-------------------------------

عنوان : مصرف شیر مایع بدون چربی بعد از تمرین مقاومتی افزایش می دهد توده بدن را نسبت به زمانی که مصرف شود سبوس یا کربوهیدرات در جوانان ، مبتدیان و مردان وزنه بردار

 

زمینه : مصرف حاد شیر بدون چربی مایع بعد از تمرین مقاومتی افزایش می دهد تعادل مثبت پروتئین را نسبت به سبوس پروتئین.

هدف : ما ارزیابی می کنیم مصرف بلند مدت شیر ، سبوس پروتئین و مصرف انرژی برابر بر افزایش توده بدن ناشی از تمرین.

طرح : ما 56 نوآموز تندرست مرد جوان را که تمرین کردند 5 روز در هفته برای 12 هفته با یک برنامه تمرین مقاومتی چرخشی اجزای مختلف بدن را در 3گروه موازی طولی طرح کردیم. آزمودنی ها به طور تصادفی تعیین شدند در مصرف نوشیدنی بلافاصله و دوباره 1 ساعت بعد از تمرین. شیر بدون چربی 18 نفر ، سبوس پروتئین بدون چربی 19 نفر ، و آنها که ایزوانرژتیک ، ایزونیتروژنیک و درشت مغذی هایشان به نسبت مطابق شیر بود و مالتودکسترین آنها ایزوتنرژتیک بود با شیر و سبوس (گروه کنترل 19 نفر)

نتیجه : اندازه تار عضلانی ، قدرت بیشینه و ترکیب بدن بوسیله اشعه ایکس absorptiometry (DXA) اندازه گیری شد قبل و بعد از تمرین. بین گرهها تفوتی مشاهده نشد در قدرت. سطح مقطع تارهای عضلانی نوع دوم افزایش یافت در تمام گروهها با تمرین اما افزایش بیشتری داشت در گروه شیر نسبت به دو گروه سبوس و کنترل(P < 0.05). سطح مقطع تارهای نوع اول افزایش یافت بعد از تمرین فقط در گروه شیر و گروه سبوس ، با افزایش بیشتر در گروه شیر نسبت به گروه کنترل(P<0.05). توده چربی و استخوان آزاد اندازه گیری شده بوسیله DXA افزایش یافت در تمام گروهها با یک افزایش بیشتر در گروه شیر نسبت به دو گروه سبوس و کنترل(P<0.05).

نتیجه گیری : ما نتیجه می گیریم مصرف مزمن شیر بعد از تمرین افزایش می دهد هیپرتروفی بیشتری در طی مرحله اولیه تمرین مقاومتی در وزنه برداران تازه کار زمانی که مقایسه می شود با مصرف ایزوانرژتیک سبوس و کربوهیدرات.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

-------------------------------

عنوان : مقایسه تاثیر نوشیدن شیر و نوشیدنی کربوهیدرات-الکترولیت بر ترمیم تعادل مایعات و ظرفیت تمرین در یک محیط گرم مرطوب

 

بدنبال از دست دادن توده بدن به میزان 2 +/- 0.1% بوسیله تمرینات متناوب در گرما ، 7 مرد داوطلب هم محلول کربوهیدرات-الکترولیت و هم شیر خامه گرفته شده در حجمی برابر با 150% توده بدن از دست داده شده نوشیدند. در پایان 3 ساعت دوره ریکاوری تعادل مایعات مثبت بود در نوبتی که شیر را آزمایش کرده بودند (191 +/- 162 میلی لیتر) و euhydrated در نوبتی که محلول کربوهیدرات-الکترولیت را آزمایش کرده بودند (-132 +/- 392 میلی لیتر). با اینکه تعادل سدیم در هر دو بار منفی بود تعادل پتاسیم در نوبتی که محلول کربوهیدرات-الکترولیت را مصرف کرده بودند پائین بود. این اختلاف 326 +/- 354 میلی لیتر یا 0.4% نزدیک به معنادار است (p= 0.051). افراد 137 +/- 15 و 113 +/- 12 گرم کربوهیدرات خوردند در طی به ترتیب نوبت محلول کربوهیدرات-الکترولیت و شیر ، و همچنین 75 +/- 8 گرم پروتئین در طی آزمایش شیر مصرف کردند. در پایان 3 ساعت دوره ریکاوری یک تست ظرفیت تمرین گرفته شد در 61% vo2peak در شرایط گرم (35.3 +/- 0.5 درجه سانتی گراد) و مرطوب (63 +/-. 2%).

HR (p=0.020) و rectal temperature (p=0.045) بالاتر بودند در نوبتی که شیر مصرف شد اما در مورد زمان بروز خستگی در تمرین تفاوتی بین دو حالت مشاهده نشد (39.6 +/- 7.3 دقیقه در برابر 39.7 +/- 8.1 دقیقه به ترتیب در نوبت کربوهیدرات-الکترولیت و گروه شیر)

نتیجه ارائه این مطالعه اظهار می کند نوشیدن شیر می تواند موثر باشد در بارگیری مجدد آب قبل از تمرین ، با باقیماندن تعادل مثبت مایعات در سرتاسر دوره ریکاوری. با وجود این اثر آن بر حفظ آب و ظرفیت تمرین متفاوت نبود بین نوبتی که شیر خوردند و نوبتی که نوشیدنی کربوهیدرات-الکترولیت تجاری در دسترس خوردند 4 ساعت بعد از تمرین در هوای گرم که باعث از دست رفتن توده بدن می شود.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

 ------------------------------

عنوان : مکمل های حاد شیر پایه  پروتئین-کربوهیدرات آسیب های عضلانی ناشی از تمرین را تقلیل می دهد.

 

آسیب عضلانی ناشی از تمرین (EIMD) منجر می شود به تخریب ساختار پروتئین درون عضله. این ممکن است متعاقبا منجر شود به کاهش در اجرای عضله و افزایش در آنزیم های درون عضلانی و کوفتگی عضلانی تاخیری (DOMS). شیر که فراهم می کند پروتئین و کربوهیدرات (CHO) شاید منجر شود به تخریب پروتئین و یک افزایش در سنتز پروتئین که آن تمایل دارد محدود کند نتیجه اثر آسیب عضلانی ناشی از تمرین (EIMD) را. این تحقیق آزمایش می کند اثر حاد شیر و مکمل شیر پایه پروتئین-کربوهیدرات را بر تقلیل آسیب عضلانی ناشی از تمرین. 4 گروه مستقل 6 مرد تندرست مصرف کردند آب ، نوشیدنی ورزشی کربوهیدرات ، شیر پایه پروتئین- کربوهیدرات و شیر ، قبل از آسیب عضلانی ناشی از تمرین. کوفتگی عضلانی تاخیری ، اجرای ایزوکنتیک عضله ، کراتین کیناز ، میوگلوبین اندازه گیری شد بلافاصله بعد ، 24 ساعت بعد و 48 ساعت بعد از آسیب عضلانی ناشی از تمرین. کوفتگی عضلانی تاخیری تفاوت معنا داری نداشت(P > 0.05 )  بین گروهها و در هر نقطه از زمان. نقطه مهم معناداری (P <0.05) 48 ساعت بعد از آسیب برای کربوهیدرات_پروتئین در مقایسه با کربوهیدرات و مصرف آب ، و شیر در مقایسه با کربوهیدرات بود. کل کار ست به طور معناداری زیاد بود(P < 0.05) 48 ساعت بعد از مصرف کربوهیدرات_پروتئین در مقایسه با کربوهیدرات و مصرف آب. کراتین کیناز به طور معناداری کم بود(P < 0.05) 48 ساعت بعد از کربوهیدرات-پروتئین در مقایسه با کربوهیدرات. میوگلوبین به طور معناداری کم بود(P < 0.05) 48 ساعت بعد از کربوهیدرات-پروتئین در مقایسه با کربوهیدرات. در 48 ساعت بعد از آسیب عضلانی ناشی از تمرین ، نتیجه شیر و مکمل شیرپایه کربوهیدرات-پروتئین تقلیل کاهش در اجرای انقباض ایزوکنتیک عضله و افزایش کراتین کینیز و میوگلوبین بود.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

-------------------------------

نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388| ساعت 14:45| توسط جمعي از اساتيد و دانشجويان| |

عنوان : تمرین و رسپتور toll-like

Michael Gleeson و همکاران

 

رسپتور toll-like به طور زیادی پروتئین های انتقالی غشاء را از آسیب محفوظ میدارد و نقش مهمی بازی می کند در یافت و شناخت پاتوژن های میکروبی. کلید تولید سیگنالینگ رسپتور toll-like در ارائه آنتی ژن سلول تولید پروتئین ها و سایتوکاین های التهابی می باشد.

راه رسپتور toll-like نقش مهمی بازی می کند میانجی گری التهابی در سراسر بدن ، که دلالت دارد در توسعه بیماریهای مزمن. یک ذخیره التهابی مزمن و با درجه پائین مشترک است در افرادی که زندگی می کنند با سبک زندگی بی تحرک. به هر صورت مکانیسم زیربنایی این ارتباط هنوز به طور کامل درک نشده است.

این مدارگ نشان می دهد رسپتور toll-like شاید درگیر باشد در ارتباط بین سبک زندگی بی تحرک ، التهاب و بیماری.

مطالعات جدید نشان می دهد نتیجه هم تمرینات هوازی حاد و هم تمرینات مقاومتی مزمن کاهش بیان رسپتور toll-like سطح رویه سلولی مونوسیت ها می باشد.

بعلاوه ، یک دوره تمرین مزمن کاهش می دهد تولید سایتوکاین های التهابی و هم بیان رسپتور toll-like رویه سطح سلولی مونوسیت ها را. این اثر شاید همکاری کند در immunodepression قبل از تمرین و آمادگی گزارش شده بیشتر به عفونت در ورزشکاران.

به هر صورت دوره طولانی تر ، یک کاهش در رسپتور toll-like شاید نمایان سازد یک تاثیر مفید زیرا این کاهش ظرفیت التهابی  لکوسیت ها ، بدینسان تغییر التهاب مزمن سراسر بدن میانجی گری یک بیماری ناشی از تمرین تحریک فیزیولوژیکی مختصری در بیان رسپتور toll-like در رویه سطح سلولی هنوز شناخته نشده است.

به هرصورت تعداد سیگنالهایی که ممکن است دلالت داشته باشند شامل سایتوکاین های التهابی ، هورمونهای استرسی و پروتئینهای شوک گرمایی می باشند.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

 

-------------------------------------------------------------------------

عنوان : مکمل آلفا لینولنیک و تمرینات مقاومتی در سالمندان بالغ

Stephen M. Cornish and Philip D. Chilibeck

 

افزایش التهاب با سالمندی ارتباط دارد با sarcopenia. هدف این تحقیق ارزیابی تاثیر مکمل سازی سالمندان بالغ با اسید لینولنیک در طی برنامه تمرین مقاومتی ، بر اساس این فرضیه که اسید لینولنیک کاهش می دهد غلظت سایتوکاین های التهابی فاکتور نکروز تومور و اینترلوکین 6 پلاسما را که به نوبت بهبود می دهند قدرت و اندازه عضله را.

51 سالمند بالغ با 65.4 بعلاوه و منهای 0.8 سال به طور تصادفی دریافت کردند اسید لینولنیک در کتان چربی(~14 g·day–1) و دارونما برای 12 هفته درحالیکه کامل می کردند یک برنامه تمرین مقاومتی را برای 3 روز در هفته.

افراد مورد ارزیابی قرار گرفتند در پایان و بعد از 12 هفته برای ضخامت عضلات فلکسور و اکستنسور زانو و آرنج(B-mode ultrasound) ، قدرت عضله(یک تکرار بیشینه) ، ترکیب بدن(dual energy X-ray absorptiometry) و غلظت فاکتور نکروز تومور و اینترلوکین 6.

مکمل سازی مردان با اسید لینولنیک کاهش داد غلظت اینترلوکین 6 را بعد از 12 هفته به میزان 62 بعلاوه و منهای 36 درصد(P = 0.003) ، بدون تغییر دیگری در سایتوکاین های التهابی.

فشار قدرت قفسه سینه و پا ، توده اندک بافت ، ضخامت عضله ، دانسیته و محتوی مواد معدنی استخوان ران و کل محتوی مواد معدنی استخوان به طور معناداری افزایش یافت، و درصد چربی و کل توده بدن کاهش یافت با تمرین(P < 0.05). تنها سود اسید لینولنیک یک افزایش بیشتر معنادار در ضخامت عضلات فلکسور زانو در مردان بود(P < 0.05).

دانسیته موادمعدنی کل استخوانهای بدن بهبود یافت در گروه دارونما ، بدون تغییر در گروه اسید لینولنیک (P = 0.05).

مکمل اسید لینولنیک پائین آورد غلظت اینترلوکین 6 را در مردان سالمند اما نه در زنان ، اما اثر کمی داشت بر قدرت و توده عضله در طی تمرین مقاومتی.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

 

 -------------------------------------------------------------------------

عنوان : اثر تمرین بر آدیپونکتین : یک ریویو سیستماتیک

Simpson KA, Singh MA

 

غلظت ترشح یافته از بافت سفید چربی و در گردش آدیپونکتین ، کاهش یافته است در حضور مواد متابولیک و بیماری های قلبی عروقی از قبیل چاقی و نوع دوم دیابت.

هدف این ریویو سیستماتیک سنجش شواهد بحرانی بدن برای اثر تمرین بر سطح آدیپونکتین می باشد. تحقیقات نوشتجات که استفاده کرده اند از Medline ، CINAHL ، Cochrane کوشش های کنترل شده ثبت شده ، EMBASE ، و SportDiscus بازیابی شدند که انجام شده بودند از سال 1966 تا سپتامبر 2006 ، استفاده شد از keywords مربوط به آدیپونکتین و تمرین.

معیارهای 33 کوشش در هم قرار گرفت. طرح مطالعه شامل 5 تحقیق مقطعی ، 7 کوشش تمرین حاد ، 11 کوشش کنترل نشده ، 2 کوشش کنترل شده غیرتصادفی ، و 8 کوشش کنترل شده تصادفی. تمرین تجویز شده متفاوت نشان داد افزایش به میزان 38% در آدیپونکتین سرم در کوشش کنترل شده تصادفی و تاثیر کم تا متوسط اندازه.

یک تحقیق گزارش کرده بود یک پاسخ به تاثیر تمرین مقاومتی شدید و افزایش آدیپونکتین. حمایت متناقض در نوشتجات بود برای افزایش سطح آدیپونکتین برای نمایش کوتاه مدت نسبت به تمرین مقاومتی و هوازی بلندمدت با شدت متوسط تا زیاد.

بخصوص توجه شود مستقیم به خطر بالا ، در کسانیکه زیاد است آدیپونکتین سایتوکاین های التهابی شاید فرض شود اهمیت یک وضعیت بحرانی.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

  -------------------------------------------------------------------------

عنوان : بیان اینترلوکین 15 در عضله اسکلتی بدن انسان – تاثیر تمرین و ترکیب نوع تار

Anders Rinnov Nielsen و همکاران

 

اینترلوکین 15 سایتوکاینی است که نشان داده شده است دارای تاثیر آنابولیک در سیستم رشدی سلول است. فرضیه تحقیق ما این است که اینترلوکین 15 بیان می شود بوسیله تارهای عضلانی نوع دوم و تمرین مقاومتی تنظیم می کند بیان اینترلوکین 15 را در عضله.

عضله سه سر بازویی ، عضله جانبی وستاس چهار سر رانی و عضله سلیوس biopsies که داشتند فعالیت جسمانی طبیعی در مردان جوان تندرست داوطلب به تعداد 14 نفر انتخاب شدند. برای اینکه این عضلات دارای ویژگی هایی متفاوت از ترکیب تارعضلانی بودند. بعلاوه 8 مرد تندرست که دارای فعالیت جسمانی طبیعی بودند و انجام نداده بودند هیچ گونه تمرین مقاومتی ، متحمل تمرین مقاومتی سنگین شدند و پروتوکل به گونه ای بود که مورد تحریک قرار گرفت عضله جانبی وستاس و biopsies که بدست داده بود قبل از تمرین ، 6 ، 24 و 48 ساعت بعد از تمرین.

سطح mRNA اینترلوکین 15 دو برابر بالاتر بود در عضله سه سر بازویی (در تارهای نوع2) در مقایسه با عضله سلیوس (در تارهای نوع1)، اما western blotting و immunohistochemistry آشکار کرد محتوی پروتئین اینترلوکین 15 متفاوت نبود بین عضله سه سر بازویی ، عضله چهارسررانی و عضله سلیوس.

بدنبال تمرین مقاومتی ، سطح mRNA اینترلوکین 15 دوبرابر تنظیم بیشتری یافت در 24 ساعت ریکاوری ، بدون هرگونه تغییر در محتوی پروتئین اینترلوکین 15 یا اینترلوکین پلاسما در هر نقطه زمانی که بررسی شد.

نتیجه گیری شد سطح mRNA اینترلوکین 15 افزایش می یابد در عضله اسکلتی بوسیله تارهای نوع دوم و تمرین مقاومتی ناشی از افزایش سطح mRNA اینترلوکین 15 عضلانی.

سطح mRNA اینترلوکین 15 در عضله اسکلتی نبود مساوی بوسیله تغییر همسان در بیان پروتئین اینترلوکین 15 ، که اظهار می کند اینترلوکین 15 شاید باشد در یک منبع ترجمه ای غیرفعال.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

 

   -------------------------------------------------------------------------

عنوان : ترکیب تمرین استقامتی و مقاومتی کاهش می دهد سطح رسپتور TNF آلفا پلاسما را در بیماران با واماندگی قلبی مزمن و بیماری شریان کرونری

Conraads VM, Beckers P, Bosmans J, De Clerck LS, Stevens WJ, Vrints CJ, Brutsaert DL

 

هدف : تجدید مجدد آمادگی بیماران با واماندگی قلبی مزمن ، بهبود می دهد ظرفیت تمرین و به حال اول برگرداندن کارکرد اندوتلیال و تغییر عضله اسکلتی.

تاثیر 4 ماه ترکیب تمرین استقامتی و مقاومتی بر سایتوکاین ها و رسپتورهای سایتوکاین ها در بیماران با واماندگی قلبی مزمن مورد مطالعه قرار گرفت. بعلاوه تغییر در اجرای تمرین بیشینه و زیربیشینه مورد نشانه قرار گرفت.

روش و نتیجه : 23 بیمار شامل 12 نفر با واماندگی قلبی مزمن پایدار ناشی از بیماری شریان کرونری و 11 نفر با کاردیومیوپتی متسع شده ناشناخته ، تمرین کردند برای 4 ماه. نمونه خون گرفته شد برای اندازه گیری غلظت اینترلوکین6 ، فاکتور نکروز تومور آلفا ، رسپتور 1 و رسپتور 2 فاکتور نکروز تومور حل پذیر ، و همچنین تست تمرین قلبی ریوی اجرا شد در پایان و بعد از 4 ماه.

تمرین باعث یک کاهش معنادار در غلظت رسپتور 1 فاکتور نکروز تومور(P = 0.02) برای کل جمعیت ، و یک کاهش معنادار برای هم غلظت رسپتور 1 فاکتور نکروز تومور(P = 0.01) و هم غلظت رسپتور 2 فاکتور نکروز تومور(P = 0.02) برای فقط گروه بیماران با واماندگی قلبی مزمن ناشی از بیماری شریان کرونری شد.

سطح اینترلوکین6 و فاکتورنکروز تومور آلفا تغییری نکرد. غلظت سایتوکاین ها بدون تغییر باقی ماند در یک گروه کنترل تمرین نکرده با سن و جنس یکسان.

طبقه کاربردی NYHA ، کار زیربیشینه و بیشینه به طور معناداری بهبود یافت در هر دو گروه بیماران. اکسیژن مصرفی در آستانه بی هوازی(P = 0.002) و در اوج تمرین افزایش یافت در فقط گروه بیماران با واماندگی قلبی مزمن ناشی از بیماری شریان کرونری شد(P = 0.008).

نتیجه گیری : گذشته از سراسر تاثیر سودمند بر ظرفیت تمرین ، ترکیب تمرین استقامتی و مقاومتی دارای تاثیر ضد التهابی در بیماران با واماندگی قلبی مزمن ناشی از بیماری شریان کرونری و کاردیومیوپتی متسع شده ناشناخته می باشد.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

   -------------------------------------------------------------------------

 

نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388| ساعت 14:38| توسط جمعي از اساتيد و دانشجويان| |

بازنگری تغیرات ناشی از فعالیت ورزشی شدید و ملایم بر روی سیستم ایمنی بدن

 

بعد از تمرینات طولانی مدت و شدید خصوصیاتی در سیستم ایمنی پدیدار می شود که توام با تخریب ایمنی سلولی و افزایش التهاب می باشد .بنابر این غلظت لنفوسیت ها پائین میاید و ایمنی ذاتی ,تکثیر یاخته ای لنفوسیت ها ؛سطوح ترشحی( ایمونو گلوبولیت نوع آ)بزاقی متوقف می شود. همچنین معلوم شده که همزمان با رخداد های فوق سطوح گردش خونی سایتوکین های پیش التهابی و ضد التهابی افزایش می یابد. اساس ساز و کار این رویداد ها چند عاملی می باشد.و به عوامل متابولیکی ؛عصبی و هورمونی مربوط می شود پیامد های کلینیکی تغئیرات ایمنی ناشی از فعالیت ورزشی و تمرین هنوز به طور کامل شناخته نشده اند اما تاثیر تمرین بر روی پویایی لنفوسیت ها و عملکرد ایمنی میتواند به تاثیر تمرین بر روی مقاومت در برابر عفونت ها و غدد بد خیم مربوط شود و پاسخ سایتوکین به تمرین نیز می تواند مربوط به آسیب عضلانی یا رشد سلول عضلانی باشد.

 

 

 

بحث و نتیجه گیری

 

به نظر می رسد انجام فعالیت ورزشی ملایم در سراسر دوران عمر باعث افزایش مقاومت در برابر عفونت های دستگاه تنفسی فوقانی می شود. ولی بر عکس انجام مکرر فعالیت ورزشی سنگین باعث تخریب عملکرد ایمنی میشود . روی هم رفته در نظر گرفتن راهبر های تغذیه ای در مرحله بر گشت به حالت اولیه (ریکاوری)برای اصلاح سرکوب ایمنی ناشی از تمرین به ورزشکاران توصیه می شود.

 

فرهادی

نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388| ساعت 19:30| توسط جمعي از اساتيد و دانشجويان| |

                                        

                           " گرفتگي عضلات و علل آن"  

يكي از عواملي كه در تمرين تيم‌هاي ورزشي در سطح قهرماني و همچنين در تمرين ورزشكاران مبتدي و گاهي هم در زمان مسابقه، موجب ناراحتي و درد، و در نتيجه فقدان كارايي مطلوب ورزشكار در انجام مهارت مي‌شود، گرفتگي عضلات متفاوت بدن است. اغلب همواره مي‌پرسند: 

علل گرفتگي چيست؟
راه‌هاي مبارزه با آن كدامند؟
آيا مي‌توان از اين درد نامطلوب پيشگيري كرد؟
 

گرفتگي عضلات چند دليل دارد. از مهم‌ترين دلايل آن، كمبود آب، كمبود پتاسيم و كلسيم موجود در خون، و خستگي ناشي از تمرين‌هاي بيش از حد توان است. براي پي بردن به علت اصلي گرفتگي عضله پيشنهاد مي‌شود، خود را از جنبه‌هاي گوناگون امتحان كنيد.

بيش از 2/3 وزن بدن آب است. انسان با از دست دادن 20 درصد از آن، در معرض خطر مرگ قرار مي‌گيرد. ورزشكاران، بر اثر تمرين‌هاي زياد و گاهي سخت و تعريق بيش از حد از طريق پوست، به خاطر ايجاد تعادل درجه‌ي حرارت دروني بدن كه در نتيجه باعث از دست رفتن مقدار زيادي آب و املاح آن مي‌شود، در معرض خطر كمبود آب قرار مي‌گيرند. اين، يكي از عمده‌ترين مشكلات تغذيه‌اي ورزشكاران است كه در اغلب آنان نيز ديده مي‌شود.

در اين زمينه، شناگران آسيب پذيرترين قشر ورزشكاران هستند، زيرا تمرين‌هاي آنان در آب انجام مي‌شود و مقدار آبي كه از طريق پوست تبخير مي‌شود، مانند ساير رشته‌هاي ورزشي، آشكارا مشخص نمي‌شود. بنابراين، شناگران متوجه نمي‌شوند كه آب بدنشان در حال خارج شدن است و معمولاً به خاطر دماي آب و محيط اطرافش، احساس تشنگي هم نمي‌كنند. پس آب از دست رفته را نيز جبران نمي‌كنند و در نتيجه، دچار صدمات بعدي خواهند شد.
در تحقيقات كاملي كه دكتر كاستيل و هيگدان، از دانشگاه ايالتي بال آمريكا انجام داده‌اند، ثابت شده است، انسان داراي غريزه‌ي طبيعي رفع كامل خستگي نيست. در نتيجه، شناگر در تمرين‌هاي ورزشي، دو تا سه ليتر از آب بدنش را از دست مي‌دهد، اما بعد از خوردن دو ليوان متوسط آب، فكر مي‌كند كه آب از دست رفته جايگزين شده است. بايد توجه داشت كه دو ليوان آب، فقط500 گرم آب از دست رفته‌ي بدن را تأمين مي‌كند كه آن هم بسيار كم است.

در تحقيقات مشابهي براي تعيين غريزه‌ي طبيعي حيوانات، اسبي را مدت زيادي دواندند، طوري كه حدود 20 ليتر از آب بدنش را از دست داد. اما در مدت پنج تا شش ساعت، به تدريج و با تناوب، كل اين مقدار از دست رفته را دوباره نوشيد و جايگرين كرد. يكي از راه‌هاي كنترل كمبود آب، تعيين وزن بدن، قبل از شروع تمرين و بعد از آن است. براي هر 500 گرم كم شدن وزن، حتماً دو ليوان پر از مايعات بنوشيد. اين عمل را به مرور و به صورت هر 15 دقيقه يك ليوان، انجام دهيد. روده‌ي انسان مي‌تواند، در عرض يك ساعت، چهار ليوان 250 گرمي آب را جذب كند و به جريان خون بدن برساند. پس هيچ‌گاه آب را يكباره، به مقدار زياد و خيلي سرد ميل نكنيد؛ چون اضافي آن در روده به انتظار جذب مي‌ماند و باعث نفخ و دردهاي شكمي مي‌شود.
راه ديگر تشخيص كم‌آبي، كنترل رنگ و بوي ادرار بعد از مسابقه و تمرين است. انسان در حالت طبيعي و سلامت كامل بايد داراي ادراري با رنگ زرد كمرنگ (به رنگ آبليمو) و بدون بوي خيلي تند و زننده باشد. معمولاً اگر دقت كنيد، پس از هر تمرين يا مسابقه، رنگ ادراري پررنگ‌تر و بوي آن تند مي‌شود. اين نشانه‌ي كمبود آب است و بايد به تدريج بر حجم مايعات بدن افزود.
نوشيدن 8 تا 12 ليوان آب در روز، به‌ويژه در فصل تابستان و بعد از هر تمرين ورزشي، واجب و ضروري است . رنگ ادرار در بعضي موارد خاص نمي‌تواند ملاك خوبي باشد؛ مانند زماني كه شخص از بعضي از ويتانين‌ها استفاده مي‌كند. در اين صورت، ادرار بدرنگ و بسيار تند مي‌شود و حتي به رنگ قهوه‌اي و يا قرمز در مي‌آيد. اما اين حالت‌ها ارتباطي به كمبود آب بدن ندارند.

راه ديگر تشخيص كم‌آبي، كنترل رنگ و بوي ادرار بعد از مسابقه و تمرين است. انسان در حالت طبيعي و سلامت كامل بايد داراي ادراري با رنگ زرد كمرنگ (به رنگ آبليمو) و بدون بوي خيلي تند و زننده باشد. معمولاً اگر دقت كنيد، پس از هر تمرين يا مسابقه، رنگ ادراري پررنگ‌تر و بوي آن تند مي‌شود. اين نشانه‌ي كمبود آب است و بايد به تدريج بر حجم مايعات بدن افزود.
نوشيدن 8 تا 12 ليوان آب در روز، به‌ويژه در فصل تابستان و بعد از هر تمرين ورزشي، واجب و ضروري است . رنگ ادرار در بعضي موارد خاص نمي‌تواند ملاك خوبي باشد؛ مانند زماني كه شخص از بعضي از ويتانين‌ها استفاده مي‌كند. در اين صورت، ادرار بدرنگ و بسيار تند مي‌شود و حتي به رنگ قهوه‌اي و يا قرمز در مي‌آيد. اما اين حالت‌ها ارتباطي به كمبود آب بدن ندارند.
پس از انجام دو مرحله وزن كردن بدن و بررسي رنگ ادرار، اگر باز در عضلات خود، به ويژه در قسمت ساق پا و ران، احساس انقباض و گرفتگي كرديد، حتماً با مراجعه به پزشك و گرفتن آزمايش خون، بدن خود را از نظر مقدار لازم كلسيم و پتاسيم آزمايش كنيد. مقدار مصرف لازم و كافي پتاسيم به منظور سالم نگه داشتن اعمال حياتي بدن، از 1/875 تا 5/625 ميلي گرم در روز است. پتاسيم در اغلب غذاها مانند شير، گوشت، بعضي از سبزي‌ها و ميوه‌ها يافت مي‌شود. بنابراين، خوردن انواع گوناگون و كافي از اين موارد، مقدار كافي پتاسيم مورد احتياج بدن را تأمين مي‌كند. در فهرست زير با مقدار كلسيم و پتاسيم موجود در بعضي از غذاها و ميوه‌ها آشنا مي‌شويد:
«لبنيات كم چربي- آلوخشك- لوبيا- هويج- پرتقال- تخمه آفتابگردان- طالبي» كمبود كلسيم نيز باعث گرفتگي عضلاني مي‌شود. مقدار لازم آن در 11 تا 18 سالگي، 1200 ميلي گرم و در بزرگسالان 1200 تا1500 ميلي گرم است. با خوردن لبنيات، بستني، اسفناج، هويج، سيب زميني، گوجه‌فرنگي و زردآلو، ديگر هيچ كمبود مواد معدني و ويتاميني در بدن شخص ايجاد نمي‌شود. پس مربيان و ورزشكاران بايد روي رژيم غذايي خود دقت كافي داشته باشند و در صورت داشتن گرفتگي عضلاني، با متخصص تغذيه مشورت كنند تا با بررسي كيفيت و ارزش خوراكي رژيم غذايي خود، تغذيه‌ي صحيح و مناسبي را پيش گيرند.


منبع:هاكوپر، دكتر ليندا. مجله‌ي ورزشي دنياي شنا. 1998

 گرداوری کننده: محمد فرهمندنیا

 

 

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388| ساعت 19:55| توسط جمعي از اساتيد و دانشجويان| |

"ايجاد انگيزه براي ورزش كردن" 

نكاتي كه در اين نوشتار عنوان مي‌شود، به شما كمــك مي‌كند با داشتن يك برنامه تمريني خوب، فعال و شاداب بمانيد.
همه آدم ها با انگيزه كافي براي ورزش بـه دنـيـا نمي آيند. اگر شما هم يكي از آن آدم ها هستيد كـه هر كـاري را بـه دويدن روي تردميل ترجيح مي دهند، يا ترجـيح مي دهند هـر جـايي باشند؛ ولي در باشگاه نباشند، نكات زير مي تواند كمي بـه شـما انـگيـزه بـدهد و ذهــن شما را در مورد ورزش تغيير دهد. 

تغيير ايجاد كنيد:
اگر از اينكه مجبور باشيد هر روز همان كارهاي تكراري را انجام بدهيد، خسته شده ايد، كمي در برنامه تان تغيير ايجاد كنيد.
هيچ كس نگفته كه مجبوريد هر روز در همان مسير هميشگي پياده روي كنيد. به كمي تنوع فعاليت نياز داريد. با كار روي گروه هاي عضلاني مختلف، بدنتان هم شاداب تر خواهد بود. 

ورزش را به نوعي ارتباط اجتماعي تبديل كنيد: 
دوستاني پيدا كنيد كه علايقي شبيه به شما داشته باشند.
ورزش كردن با دوستان انگيزه بسيار زيادي به شما مي دهد. اين كار باعث مي شود همديگر را به ادامه راه تشويق كنيد و تمايل كمتري به دست كشيدن از تمرينات داشته باشيد. 

با فرزندانتان به ورزش بپردازيد:
اگر پياده روي و دويدن ورزش مورد علاقه شماست، مي توانيد اين كار را به همراه بچه تان انجان دهديد. اگر به اين كار علاقه مند باشند، انگيزه بسيار زيادي در شما ايجاد خواهد شد. 

واقع بین باشید:
اهدافي براي خود تعيين كنيد كه مي دانيد كه از عهده آن برمي آييد.
فعاليت هايي را انتخاب كنيد كه مي دانيد مي توانيد به خوبي انجام دهيد. اگر فكر مي كنيد كه مداوم از تمريناتتان خسته مي شويد، شايد موقع آن رسيده كه كمي تغيير در برنامه تان ايجاد كنيد. 

فعاليت هايي را پيدا كنيد كه تمرين نباشند:
فعال بودن است كه اهميت دارد؛ حتي اگر يك تمرين ورزشي درست و حسابي هم نباشد.
مي توانيد به جاي آسانسور، از پله ها استفاده كنيد. در وقت ناهارتان به پياده روي برويد. با اين كار از فعال بودنتان احساس خوبي پيدا مي كنيد و كمي هم در برنامه هميشگي تان تنوع ايجاد مي كنيد. 

يادداشت كنيد:
داشتن يك دفتر يادداشت براي ثبت پيشرفت هايي كه در زمينه ورزش مي كنيد، به شما كمك مي كند ببينيد كه روند پيشرفتتان چگونه است و اهداف جديد براي خود تعيين كنيد.
اگر فكر مي كنيد كه ساليان سال است همان فعاليت هاي تكراري را انجام مي دهيد، يك تغيير عمده در برنامه تان پياده كنيد و روند پيشرفتتان را ثبت كنيد


پاداش:
اگر ورزش در نظرتان شكنجه و عذاب است، چيزي به خودتان بدهيد كه به شما انگيزه بدهد بتوانيد تمريناتتان را كامل انجام دهيد.
اگر 4 روز در هفته تمرين مي كنيد، اگر از عملكرد خود راضي بوديد به خودتان جايزه بدهيد. اين جايزه مي تواند يك روز باشگاه نرفتن، خريدن يك شلوار نو، و ... باشد. خودتان را خوشحال كنيد چون لياقتش را داريد. 

رشته هاي مختلف هم به حساب مي آيند:
اگر از اينكه مجبور باشيد براي ورزش بيرون برويد، متنفريد، مي توانيد در تيم واليبال شركت يا دانشگاه عضو شويد.
تنيس ياد بگيريد يا هر رشته ديگري كه به نظرتان جالب مي آيد. با اين كار هم از فعاليتتان لذت مي بريد و هم ورزش كرده ايد.

 
لباس هاي خوب بپوشيد:
اگر در لباس هاي ورزشي تان احساس خوبي پيدا مي كنيد، اين احتمال وجود دارد كه بخواهيد با آنها پز بدهيد.
پس يك لباس ورزشي خوب بخريد كه وقتي تنتان مي كنيد از خودتان خوشتان بيايد.

 
حواستان را به چيز ديگري منحرف كنيد:
اگر مي خواهيد از دوچرخه ثابت يا تردميل استفاده كنيد، مي توانيد جلوي تلويزيون اين كار را بكنيد.
چيزي پيدا كنيد كه موقع ورزش روي آن تمركز كنيد، مطمئن باشيد خيلي كمكتان مي كند.


اگر در اول كار موفق نشديد ...
شانس اين كه دوباره ورزش را از نو آغاز كنيد نامحدود است.
اگر ورزش را ول كرده ايد و هفته ها از انجام آن شانه خالي مي كنيد، دوباره تلاش كنيد. وقتي تمرين روزانه تان را به پايان رسانديد، مطمئناً از اينكه دوباره ورزش را شروع كرده ايد، خوشحال و راضي خواهيد بود.

 

گرداوری کننده: محمد فرهمندنیا                                                                 منبع: اینترنت

نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388| ساعت 12:45| توسط جمعي از اساتيد و دانشجويان| |

Association of interleukin-15 protein and interleukin-15 receptor genetic variation with resistance exercise training responses.

Riechman SE, Balasekaran G, Roth SM, Ferrell RE.

Department of Human Genetics, Graduate School of Public Health, University of Pittsburgh, PA 15260, USA. riechman@helix.hgen.pitt.edu

Interleukin-15 (IL-15) is an anabolic cytokine that is produced in skeletal muscle and directly affects muscle anabolism in animal and in vitro models. The contribution of IL-15 variability in muscle responses to 10 wk of resistance exercise training in young men and women was examined by measuring acute and chronic changes in IL-15 protein in plasma and characterizing genetic variation in the IL-15 receptor-alpha gene (IL15RA). Participants trained 3 days a week at 75% of one repetition maximum, performing three sets (6-10 repetitions) of 13 resistance exercises. Plasma IL-15 protein was significantly increased (P < 0.05) immediately after acute resistance exercise but did not change with training and was not associated with variability in muscle responses with training. A single nucleotide polymorphism in exon 7 of IL15RA was strongly associated with muscle hypertrophy and accounted for 7.1% of the variation in regression modeling. A polymorphism in exon 4 was also independently associated with muscle hypertrophy and accounted for an additional 3.5% of the variation in hypertrophy. These results suggest that IL-15 is an important mediator of muscle mass response to resistance exercise training in humans and that genetic variation in IL15RA accounts for a significant proportion of the variability in this response.

 

عنوان : وابستگی اینترلوکین 15 و تفاوت ژنتیک رسپتور اینترلوکین 15 در پاسخ به تمرینات مقاومتی

 

اینترلوکین 15 یک سایتوکاین آنابولیک می باشد که در عضله اسکلتی تولید می شود و مستقیما تاثیر می گذارد بر آنابولیسم عضله در حیوانات و در مدل vitro. اینترلوکین 15 به طور متفاومتی مشارکت می کند در پاسخ عضله به 10 هفته تمرین مقاومتی در زنان و مردان جوان که آزمایش شده است بوسیله اندازه گیری تغییر حاد و مزمن در پروتئین اینترلوکین 15 در پلاسما و ویژگی های ژنتیکی متفاوت در ژن رسپتور آلفا اینترلوکین 15 (IL15RA). شرکت کنندگان تمرین کردند 3 روز در هفته با 75% یک تکرار بیشینه ، اجرا کردند سه ست با 6 تا 10 تکرار 13 حرکت مقاومتی. پروتئین اینترلوکین 15 پلاسما به طور معناداری افزایش یافت(P<0.05) بلافاصله بعد از تمرین مقاومتی حاد. اما تغییر نبود با تمرین و وابسته نبود با گوناگونی در پاسخ عضله به تمرین. یک نوکلئوتید واحد چند ریختی در آکسون 7 رسپتور آلفا اینترلوکین 15 شدیدا وابسته بود با هیپرتروفی عضله و شمارش شد برای 7.1% تفاوت در مدل رگرسیون. یک چند ریختی در آکسون 4 نیز به طور مستقل وابسته بود با هیپرتروفی عضله و شمارش شد برای 3.5% تفاوت اضافی در هیپرتروفی . این نتیجه اظهار می دارد اینترلوکین 15 یک واسطه مهم پاسخ توده عضله به تمرینات مقاومتی در انسانها می باشد و ژنتیک متفاوت در رسپتور آلفا اینترلوکین 15 حساب شد برای یک قسمت متفاوت به طور متفاوتی در این پاسخ.

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

-----------------------------------------

Changes in inflammatory biomarkers following one-year of moderate resistance training in overweight women.

Olson TP, Dengel DR, Leon AS, Schmitz KH.

Mayo Clinic, Division of Cardiovascular Diseases, University of Minnesota, and Minneapolis Veterans Affairs Medical Center, MN, USA. olson.thomas2@mayo.edu

BACKGROUND: Overweight individuals commonly demonstrate elevated levels of inflammatory and cell adhesion molecules. Elevated levels of inflammation and adhesion have been implicated in the pathogenesis of cardiovascular disease. Aerobic exercise has been shown to be effective in altering specific biomarkers of inflammation and cell adhesion; however, little is known regarding the effects of resistance training (RT) on these biomarkers. This study examined the effects of 1 year of moderate-intensity RT on biomarkers of inflammation and adhesion in healthy, overweight women. METHODS AND RESULTS: Participants included 28 (12 control, 16 RT) overweight (body mass index>or=25 kg/m2) women, aged 25-44 years, studied before and after 1 year of RT. C-reactive protein (CRP), interleukin-6 (IL-6), adiponectin, intracellular adhesion molecule-1, vascular cell adhesion molecule-1 and E-selectin were measured by standard enzyme-linked immunosorbent assays. Body composition, blood pressure, fasting blood lipids, glucose and insulin also were assessed. There were no significant changes in blood pressure, fasting blood lipids, glucose or insulin levels in either group after 1 year. There was also no change in body mass or fat mass in either group; however, there was a significant increase in lean body mass (P<0.05) in the RT group. Both CRP (P<0.01) and adiponectin (P<0.01) demonstrated significant improvements in the RT group, with no change in IL-6. Conversely, there were no associated changes in the biomarkers of cell adhesion in either group. CONCLUSIONS: This study demonstrates that moderate-intensity RT significantly results in modest improvements of inflammatory markers without affecting cell adhesion molecules in overweight women.

 

عنوان : تغییر در نشانگرهای زیستی التهابی در پی یک سال تمرین مقاومتی ملایم در زنان چاق

 

زمینه : سطح بالای التهابی و به هم ریختگی غیرطبیعی مولکولهای سلولی اشخاص چاق به طور مشترک نشان داده شده است. سطح بالای التهابی و به هم ریختگی غیرطبیعی دلالت دارد بر پیدایش بیماریهای قلبی عروقی. تمرینات هوازی نشان داده اند موثر هستند در اصلاح کردن نشانگرهای زیستی التهابی و به هم ریختگی غیرطبیعی سلولی. به هر صورت بسیارکم شناخته شده است در خصوص اثر تمرینات مقاومتی بر این نشانگرهای زیستی. این مطالعه آزمایش می کند اثر یک سال تمرین مقاومتی با شدت ملایم بر نشانگرهای زیستی التهابی و به هم ریختگی غیرطبیعی تندرستی زنان چاق.

روش و نتیجه : شرکت کنندگان شامل 28 نفر (12 نفر گروه کنترل و 16 نفر تمرین مقاومتی) زن چاق (شاخص توده بدن بزرگتر یا مساوی 25 کیلوگرم بر m2) با دامنه سنی 25 تا 45 سال ، مورد مطالعه قرار گرفتند قبل و بعد از یک سال تمرین مقاومتی. C-reactive protein  (CRP)  ، اینترلوکین 6 ، ادیپونکتین ، بهم ریختگی غیرطبیعی مولکول-1 سلول عروقی و E-selectin اندازه گیری شد بوسیله سنجش پیوند آنزیمی استاندارد ماده جذب کننده التهاب. ترکیب بدن ، فشارخون ، چربی و گلوکز خون و انسولین نیز ارزیابی شدند. تغییر معنادار نبود در فشارخون ، چربی و گلوکز خون و سطح انسولین در هر دو گروه بعد از یک سال. همچنین تغییر در توده بدن یا چربی بدن در هر دو گروه معنادار نبود. به هر صورت افزایش در توده بدن معنا دار بود(P<0.05) در گروه تمرین مقاومتی کرده. هم CRP (p<0.01) و هم آدیپونکتین (P<0.01) نشان دادند بهبود معناداری در گروه تمرین مقاومتی کرده ، بدون تغییر در اینترلوکین6.

به طور معکوس تغییرات در نشانگرهای زیستی به هم ریختگی غیرطبیعی سلولی در هر دو گروه وابسته به هم نبودند.

نتیجه گیری : این تحقیق نشان داد تمرین مقاومتی با شدت ملایم به طور معناداری بهبود نسبتا کمی می دهد نشانگرهای التهابی را بدون اثر به هم ریختگی غیرطبیعی مولکولهای سلول در زنان چاق.

 

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------

Effect of resistance training on immunological parameters of healthy elderly women.

Raso V, Benard G, DA Silva Duarte AJ, Natale VM.

Department of Experimental Physiopathology, University of Sao Paulo, Sao Paulo, Brazil.

PURPOSE: To determine the effect of a 12-month moderate resistance training program on phenotypic and functional immunological parameters of previously sedentary, clinically healthy, elderly women. METHODS: A total of 42 clinically healthy, sedentary females (aged 60-77 yr old) were randomly assigned to either a moderate-intensity resistance training program or a control group during a 12-month longitudinal, randomized, controlled, intervention study. Resistance training program consisted of three sets of 12 repetitions at 54.9 +/- 2.4% 1RM for five different exercises performed three times per week during 12 months. Natural killer cell cytotoxic activity (NKCA), lymphoproliferative response to the mitogen phytohemaglutinin (PHA), and quantification of the lymphocytes (CD3, CD3CD19, CD56) and subpopulations (CD4, CD8, CD56, CD56) as well as cellular expression molecules (CD25, CD28, CD45RA, CD45RO, CD69, CD95, HLA-DR) were determined by immunological assays. RESULTS: The experimental group increased muscle strength in 44% and 48% after 6 and 12 months, respectively (P < 0.05). There were no statistically significant differences between the groups or according to the time for quantitative (CD3, CD3CD19, CD56, CD4, CD8, CD45RA, CD45RO, CD56, CD56, CD95, CD28, CD25, CD69, HLA-DR) and functional immunological parameters (natural killer cell cytotoxic activity and lymphoproliferative response). CONCLUSION: A 12-month moderate resistance training program increases muscle strength, but it does not change immune phenotypic and functional parameters of previously sedentary, clinically healthy, elderly women.

 

عنوان : تاثیر تمرینات مقاومتی بر پارامترهای ایمونولوژیکی زنان سالخورده تندرست

 

هدف : تعیین اثر 12 ماه برنامه تمرینی مقاومتی ملایم بر پارامترهای ایمونولوژیکی phenotypic و کاربردی زنان سالخورده تندرست کلینیکی که قبلا بی تحرک بوده اند.

روش : 42 زن بی تحرک با دامنه سنی 60 تا 77 سال را از کل کلینیک تندرستی به طور تصادفی انتخاب کردند و تعیین شدند در دو گروه برنامه تمرین مقاومتی با شدت ملایم و گروه کنترل در طی 12 ماه تحقیق طولی ، تصادفی و کنترل شده. برنامه تمرین مقاومتی عبارت بود از 3 ست با 12 تکرار با 54.9% با + یا – 2.4% یک تکرار بیشینه برای 5 تمرین متفاوت که اجرا شد 3 روز در هفته به مدت 12 ماه. فعالیت طبیعی cytotoxic سلولی کشنده (NKCA) ، پاسخ lymphoproliferative در mitogen phytohemaglutinin (PHA) و تعیین کمیت لمفوسیت ها (CD3, CD3CD19,CD56) و subpopulations (CD4,CD8,CD56,CD56) ، بیان مولکولهای داخل سلولی (CD25,CD28,CD45RA,CD45RO,CD69,CD95,HLA-DR) تعیین شدند بوسیله سنجش ایمونولوژیکی.

نتیجه : قدرت عضله گروه تمرین کرده افزایش یافت در 44% و 48% به ترتیب بعد از 6 و 12 ماه تمرین (p<0.05). به طور آماری تفاوت معناداری بین گروهها نبود برای کمیت و کارکرد پارامترهای ایمونولوژیکی.

نتیجه گیری : یک برنامه 12 ماهه تمرین مقاومتی ملایم قدرت عضله را افزایش می دهد اما تغییری در پارامترهای کارکردی و phenotypic سیستم ایمنی ندارد در زنان سالخورده کلینیک تندرستی که قبلا بی تحرک بوده اند.

 

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------

Effects of resistance training on selected indexes of immune function in elderly women.

Flynn MG, Fahlman M, Braun WA, Lambert CP, Bouillon LE, Brolinson PG, Armstrong CW.

Wastl Human Performance Laboratory, Purdue University, West Lafayette, Indiana 47907, USA.

Women aged 67-84 yr were randomly assigned to either resistance exercise (RE, n = 15) or control group (C, n = 14). RE group completed 10 wk of resistance training, whereas C group maintained normal activity. Blood samples were obtained from the RE group (at the same time points as for resting C) at rest, immediately after resistance exercise, and 2 h after exercise before (week 0) and after (week 10) training. Mononuclear cell (CD3+, CD3+CD4+, CD3+CD8+, CD19+, and CD3-CD16+CD56+) number, lymphocyte proliferative (LP) response to mitogen, natural cell-mediated cytotoxicity (NCMC), and serum cortisol levels were determined. Strength increased significantly in RE subjects (%change 8-repetition maximum = 148%). No significant group, exercise time, or training effects were found for CD3+, CD3+CD4+, or CD3+CD8+ cells, but there was a significant exercise time effect for CD3-CD16+CD56+ cells. LP response was not different between groups, across exercise time, or after training. NCMC was increased immediately after exercise for RE subjects at week 0 and for RE and C groups at week 10. The week 0 and week 10 NCMC values were above baseline for both RE and C groups 2 h after exercise. In conclusion, acute resistance exercise did not result in postexercise suppression of NCMC or LP, and 10 wk of resistance training did not influence resting immune measures in women aged 67-84 yr.

 

عنوان : تاثیر تمرینات مقاومتی بر شاخص های برگزیده شده کارکرد سیستم ایمنی در زنان سالخورده

 

زنان با دامنه سنی 67 تا 84 سال به طور تصادفی انتخاب شدند در دو گروه تمرین مقاومتی (RE,n=15) و گروه کنترل (C,n=14). گروه تمرین مقاومتی کامل کردند 10 هفته تمرین مقاومتی را ، با در نظر گرفتن اینکه گروه کنترل فعالیت طبیعی خود را حفظ کردند. نمونه گیری خون گرفته شد از گروه تمرین مقاومتی در 2 ساعت بعد از تمرین و قبل و بعد از 10 هفته تمرین. تعداد سلول تک هسته ای (CD3+CD4+,CD3+CD8+,CD19+,CD3-CD16+CD56+) ، پاسخ لمفوسیت proliferative (LP) به mitogen ، natural cell-mediated cytotoxicity (NCMC) و سطح کورتیزول سرم تعیین شدند.

قدرت به طور معناداری در گروه تمرین مقاومتی افزایش یافت (درصد تغییر 8 درصد تکرار بیشینه = 148%). گروه ، زمان تمرین و اثر تمرین معنادار نبود برای CD3-CD16+CD56+ سلول. پاسخ LP بین گروهها متفاوت نبود در سرتاسر تمرین یا بعداز تمرین. NCMC افزایش یافت بلافاصله بعد از تمرین برای گروه تمرین مقاومتی در هفته اول (صفر) و برای گروه تمرین مقاومتی و گروه کنترل در هفته دهم. مقدار NCMC هفته صفر و هفته دهم تا انتها بالا رفت برای هم گروه تمرین مقاومتی و هم گروه کنترل در 2 ساعت بعد از تمرین.

نتیجه گیری : تمرین مقاومتی حاد نتیجه ندارد در حذف بعد از تمرین NCMC و LP و 10 هفته تمرین مقاومتی تاثیر ندارد در شاخص های سیستم ایمنی استراحت در زنان با دامنه سنی 67 تا 84 سال.

 

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------

Endocrine and immune responses to resistance training in prostate cancer patients.

Galvão DA, Nosaka K, Taaffe DR, Peake J, Spry N, Suzuki K, Yamaya K, McGuigan MR, Kristjanson LJ, Newton RU.

Vario Health Institute, Edith Cowan University, Joondalup, Western Australia, Australia. d.galvao@ecu.edu.au

This study examined the effect of 20 weeks resistance training on a range of serum hormones and inflammatory markers at rest, and following acute bouts of exercise in prostate cancer patients undergoing androgen deprivation. Ten patients exercised twice weekly at high intensity for several upper and lower-body muscle groups. Neither testosterone nor prostate-specific antigen changed at rest or following an acute bout of exercise. However, serum growth hormone (GH), dehydroepiandrosterone (DHEA), interleukin-6, tumor necrosis factor-alpha and differential blood leukocyte counts increased (P < 0.05) following acute exercise. Resistance exercise does not appear to compromise testosterone suppression, and acute elevations in serum GH and DHEA may partly underlie improvements observed in physical function.

 

عنوان : پاسخ هورمونی و سیستم ایمنی به تمرینات مقاومتی در بیماران مبتلا به سرطان پروستات

 

این مطالعه آزمایش می کند تاثیر 20 هفته تمرین مقاومتی بر دامنه هورمونها و نشانگرهای التهابی را در استراحت و بدنبال یک دور تمرین حاد در بیماران مبتلا به سرطان پروستات که از آندروژن محرومیت دارند.

10 بیمار تمرین کردند 2 بار در هفته با شدت بالا برای گروههای عضلانی بالاتنه و پائین تنه. هم تستوسترون و هم آنتی ژن ویژه پروستات هیچکدام تغییر نکردند در استراحت و بدنبال یک دور تمرین حاد. به هر صورت هورمون رشد سرم  (GH) ، dehydroepiandrosterone  (DHEA) ، اینترلوکین 6 ، tumor necrosis factor-alpha و به طور متفاوتی شمار گویچه های سفید خون افزایش یافت بدنبال تمرین حاد(P<0.05). عمل تمرین مقاومتی آشکار نیست در مقایسه عمل خنثی بر تستوسترون و افزایش حاد در GH و DHEA سرم که مشخصا مشاهده شده است که بهبود می یابد در عملکرد جسمانی.

 

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------

Strength, workload, anaerobic intensity and the immune response to resistance exercise in women.

Miles MP, Kraemer WJ, Nindl BC, Grove DS, Leach SK, Dohi K, Marx JO, Volek JS, Mastro AM.

Department of Biochemistry and Molecular Biology, The Pennsylvania State University, PA, USA. mmiles@montana.edu

AIM: The mechanism linking exercise intensity to the magnitude of the immune response is not completely understood. The purpose of this investigation was to determine whether the immune response to resistance exercise was associated with (1) changes in workload or (2) anaerobic exercise intensity. METHODS: Previously untrained women underwent 6 months of resistance training for lower and upper body (TOTAL, n = 34) or for upper body alone (UPPER, n = 30). Lymphocyte subsets [T (CD3+), CD4+, CD8+, NK and B], functional markers (CD45RA+ and CD45RO+), and mitogen (phytohemagglutinin-M, concanavalin A and pokeweed mitogen) and superantigen (staphylococcus a. cowans)-stimulated proliferation were measured from blood samples collected pre- and post-exercise for a squat resistance exercise consisting of six sets of 10 repetitions at 75% of one repetition maximum. This protocol was performed before (T0) and after 3 (T3) and 6 months (T6) of training. RESULTS: Lymphocyte recruitment to the circulation and proliferation following resistance exercise did not differ between training groups at any time, although the TOTAL group performed at a higher workload as training progressed. With respect to anaerobic intensity, exercise-induced increases in NK, CD4+, CD8+ and B lymphocyte concentrations were 42 (P = 0.07), 76 (P < 0.05), 72 (P < 0.05) and 242% (P < 0.01) greater in women in the highest compared with the lowest post-exercise lactate quartiles. Lymphocyte proliferation did not differ between lactate quartiles. CONCLUSIONS: Anaerobic intensity, rather than increased strength and workload, is associated with the number of lymphocytes recruited to the circulation, but not T and B cell proliferation responses.

 

عنوان : قدرت ، بارکار ، شدت بی هوازی و پاسخ سیستم ایمنی به تمرینات مقاومتی

 

مکانیسم لینک شدن شدت تمرین به مقدار پاسخ سیستم ایمنی به طور کامل درک نشده است. هدف این تحقیق تعیین این است که آیا پاسخ سیستم ایمنی به تمرینات مقاومتی وابسته است به (1) تغییر در بار کار یا (2) شدت بی هوازی تمرین

روش :  زنانی که سابقا تمرین نداشته اند 6 ماه متحمل تمرین مقاومتی شدند برای عضلات بالاتنه و پائین تنه (TOTAL  N=34) و برای فقط عضلات بالاتنه (APPER  N=30).

Lymphocyte subsets (T , CD4+, CD8+,NK and B) ، نشانگرهای کاربردی (CD45RA+ and CD45RO+) و mitogen (phytohemagglutinin-M , concanavalin A and pokeweed mitogen) , superantigen (staphylococcus a.cowans)-stimulated proliferation  اندازه گیری شدند از نمونه گیری خون که گرفته شد قبل و بعد از تمرین برای یک تمرین مقاومتی اسکات که عبارت بود از 6 ست ، 10 تکرار با 75% یک تکرار بیشینه. این پروتوکل اجرا شد قبل از تمرین ، بعد از 3 ماه و 6 ماه بعد از تمرین.

نتیجه : به کارگیری لمفوسیت ها در جریان خون و تکثیر آنها بدنبال تمرین مقاومتی در بین دو گروه تمرینی متفاوت نبود در هر زمانی. اگرچه گروهی که اجرا می کردند با کل بدن در یک بارکار بالاتر در تمرین پیشرفت داشتند. در رابطه با شدت بی هوازی ، تمرین باعث افزایش در NK , CD4+ , CD8+  و غلظت لمفوسیت B شد.

نتیجه گیری : شدت بی هوازی نسبت به قدرت و بارکار سریعتر افزایش می یابد که وابسته است به تعداد لمفوسیت های به کار گرفته شده در گردش خون اما نه واکنش تکثیر سلولهای B  و T.

 

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

-----------------------------------------

The acute immune response to exhaustive resistance exercise.

Nieman DC, Henson DA, Sampson CS, Herring JL, Suttles J, Conley M, Stone MH, Butterworth DE, Davis JM.

Department of Health, Leisure, and Exercise Science Appalachian State University, Boone, North Carolina 28608, USA.

Ten young male adults (mean age 46.9 +/- 1.2 yrs) with 9.2 +/- 1.4 years of weight training experience and the ability to parallel squat at least 1.5 times their body mass were selected as subjects. The exercise session consisted of sets of 10 repetitions at 65% 1-RM of the parallel leg squat, with a cadence of one rep every 6 sec and 3 min rest between sets, to muscular failure. The average subject lifted a total of 9711 +/- 1576 kg during 98 +/- 14 reps for a total work output of 72.5 +/- 10.5 kJ before muscular failure occurred. Mean oxygen consumption during exercise was 1.58 +/- 0.06 l/min at 42.5 +/- 2.0% peak VO2. A strong leukocytosis, lymphocytosis, and lymphocytopenia, similar to what has been reported following high-intensity cardiorespiratory exercise, were measured following leg squat exercise. Con A-stimulated lymphocyte proliferation (unadjusted) rose 50% above preexercise levels (p = 0.07), but when these data were adjusted on a per T cell (CD3+) basis, no change from rest was observed. Natural killer cell cytotoxic activity (NKCA), when adjusted on a per NK cell (CD56+) basis, was decreased about 40% below preexercise levels for at least 2 h post-exercise. No significant increase in cortisol was seen after exercise, although norepinephrine and epinephrine increased moderately (465% and 133%, respectively), immediately following exercise. The data demonstrate that leg squat exercise to muscular failure results in a very similar immune response to that associated with intense endurance exercise, despite a lower mean oxygen consumption and only a moderate hormonal response.

 

عنوان : پاسخ حاد سیستم ایمنی به تمرین مقاومتی جامع

 

10 مرد جوان بالغ (میانگین سنی 46.9 +/- 1.2 سال) با 9.2 +/- 1.4 سال تجربه تمرینات با وزنه و توانایی در انجام حرکات پارالل و اسکات در زمانی کمتر از 1.5 توده بدنی خودشان انتخاب شدند. جلسه تمرین شامل ست هایی با 10 تکرار در 65% یک تکرار بیشینه پارالل و اسکات پا ، با یک آهنگ که 6 ست و 3 دقیقه استراحت بین ست ها تا رسیدن به واماندگی عضلانی بود. میانگین کل وزنه بلند شده 9711 +/- 1576 کیلوگرم در طی 98 +/- 14 تکرار برای کل برون داد کار 72.5 +/- 10.5 کیلوژول قبل از رخ دادن واماندگی عضلانی بود. میانگین اکسیژن مصرفی در طی تمرین 1.58 +/- 0.06 لیتر در دقیقه با 42.5 +/- 2% vo2peak بود.

یک میزان شدید لکوسیت ، لمفوسیت و lymphocytopenia مشابه آنچه گزارش شده است در پی تمرین قلبی تنفسی شدید ، اندازه گیری شد بدنبال تمرین اسکات پا. با اطمینان محرک A لمفوسیت تکثیر یافت (غیر تنظیم شده) 50% بالاتر از سطح قبل از تمرین(P<0.07) ، اما زمانی که این اطلاعات تنظیم شده برای هر سلول T پایه ، تغییری نسبت به حالت استراحت مشاهده نشد.

Natural killer cell cytotoxic activity (NKCA) زمانی که تنظیم شد برای هر NK سلول پایه ، کاهش یافت در حدود 40% پائین تر از سطح قبل از تمرین در 2 ساعت بعد از تمرین.

افزایش معناداری دیده نشد در کورتیزول بعد از تمرین ، اگرچه نوراپی نفرین و اپی نفرین افزایش داشتند (به ترتیب 465% و 133%) بلافاصله بعد از تمرین.

این اطلاعات نشان می دهد نتیجه تمرین اسکات پا تا رسیدن به واماندگی عضلانی در بسیاری از پاسخ های سیستم ایمنی مشابه است با نتیجه آن در تمرینات استقامتی شدید ، باوجود اینکه میانگین اکسیژن مصرفی پائین است و تنها یک پاسخ هورمونی بیشتر دارد.

 

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------

The influence of exercise training on inflammatory cytokines and C-reactive protein.

Stewart LK, Flynn MG, Campbell WW, Craig BA, Robinson JP, Timmerman KL, McFarlin BK, Coen PM, Talbert E.

Department of Kinesiology, Louisiana State University, Baton Rouge, LA 70803-2401, USA. Stewart6@lsu.edu

PURPOSE: The purpose of this study was to examine the influence of a 12-wk exercise training program on inflammatory cytokine and C-reactive protein (CRP) concentrations. A secondary purpose was to determine whether training-induced changes in cytokines and CRP were influenced by age. METHODS: Twenty-nine younger (18-35 yr) and 31 older (65-85 yr) subjects were assigned to young physically active (YPA, N = 15; 25 +/- 5 yr), young physically inactive (YPI, N= 14; 25 +/- 4.7 yr), old physically active (OPA, N = 14; 71 +/- 4 yr), or old physically inactive (OPI, N = 17; 71 +/- 4 yr) groups. The inactive groups completed 12 wk (3 d.wk) of aerobic and resistance exercises, and the physically active control groups continued their normal exercise programs. Blood samples were collected before and after the 12-wk period, and the concentrations of serum CRP, plasma interleukin-6 (IL-6), tumor necrosis factor-alpha (TNF-alpha), and interleukin-1 beta (IL-1beta) were determined using separate ELISA. RESULTS: Control (YPA and OPA) estimated VO2max was unchanged. Exercise training increased estimated VO2max an average of 10.4% and increased strength by an average of 38.1% in both PI groups. Serum CRP decreased with training (YPI and OPI) groups and was not different from the YPA and OPA groups after training. Plasma IL-6 and IL-1beta did not change, whereas TNF-alpha was higher than YPI and YPA at baseline and after the intervention period. CONCLUSION: These results support the use of combined aerobic/resistance training as a modality to reduce the risk of cardiovascular disease development as defined by a decrease in serum CRP concentration in healthy humans.

 

عنوان : تاثیر تمرین بر سایتوکاین های التهابی و پروتئین C-reactive

 

هدف : هدف این مطالعه آزمودن تاثیر 12 هفته برنامه تمرینی بر غلظت سایتوکاین های التهابی و پروتئین C-reactive (CRP) می باشد. هدف بعدی تعیین این است که آیا تغییری که بوسیله تمرین در سایتوکاین و CRP بوجود می آید بوسیله سن تحت تاثیر قرار می گیرد؟

روش : 29 جوان (18 تا 39 سال) و 31 سالمند (65 تا 85 سال) قرار گرفتند در گروههای فعال جسمانی جوان (N=15 و 25 +/- 5 سال) ، غیرفعال جسمانی جوان (N=14 و 25 +/-4.7 سال) ، فعال جسمانی سالمند (N=14 و 71 +/- 4 سال) و غیرفعال جسمانی سالمند (N=17 و 71 +/- 4سال). گروههای غیرفعال کامل کردند 12 هفته تمرین هوازی و مقاومتی و گروه کنترل فعال جسمانی ادامه دادند برنامه تمرینی طبیعی خودشان را. نمونه گیری خون از آنها گرفته شد قبل و بعد از دوره 12 هفته ای و غلظت CRP سرم ، اینترلوکین 6 پلاسما ، tumor necrosis factor-alpha (TNF-alpha)  و اینترلوکین 1 بتا تعیین شدند با استفاده جداگانه ELISA .

نتیجه : حداکثراکسیژن مصرفی گروه کنترل (فعال جسمانی جوان و فعال جسمانی سالمند) تغییری نکرد. تمرین افزایش داد حداکثراکسیژن مصرفی را به طور متوسط به میزان 10.4% و قدرت را به طور متوسط به میزان 38.1% در هر دو گروه غیرفعال از نظر جسمانی که در این 12 هفته از برنامه تمرینی پیروی می کردند. CRP سرم با تمرین کاهش یافت در هردو گروه غیرفعال از نظر جسمانی و از این نظر تفاوتی بین دو گروه فعال از نظر جسمانی بعد از تمرین نبود. اینترلوکین 6 پلاسما و اینترلوکین 1 بتا تغییری نکردند ، اگرچه TNF-alpha بالاتر بود در گروه غیرفعال از نظر جسمانی جوان و فعال از نظر جسمانی جوان در انتها و بعد از مداخله دوره تمرین.

نتیجه گیری : این نتایج حمایت می کند که استفاده از ترکیب تمرین هوازی و مقاومتی چگونه کاهش می دهد خطر توسعه بیماریهای قلبی عروقی را و مشخص شده است بوسیله کاهش در غلظت CRP سرم در انسانهای تندرست.

 

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------

The role of IL-6 in mediating the anti-inflammatory effects of exercise.

Petersen AM, Pedersen BK.

The Centre of Inflammation and Metabolism, Department of Infectious Diseases and CMRC, Copenhagen University Hospital, Rigshospitalet, University of Copenhagen, Faculty of Health Sciences, Denmark.

Regular exercise offers protection against all cause mortality and there is evidence from randomised intervention studies that physical training is effective as a treatment in patients with chronic heart diseases, type 2 diabetes and symptoms related to the metabolic syndrome. Chronic diseases such as cardiovascular disease, type 2 diabetes and cancer are associated with chronic low-grade systemic inflammation. It has been demonstrated that regular exercise induces anti-inflammatory effects with elevated levels of anti-inflammatory cytokines and suppression of TNF-alpha production. Thereby, exercise offers protection against TNF-alpha-induced insulin resistance. Otherwise, the exercise-induced production and release of IL-6 from myofibers may contribute to abrogate an atherogenic lipid profile, which is often associated with chronic diseases. This review focuses on the anti-inflammatory effects of exercise and how this may contribute to mediate the beneficial health effects of exercise training in patients with chronic diseases associated with chronic low-grade inflammation.

 

عنوان : نقش اینترلوکین 6 در میانجی گری ضدالتهابی و اثر تمرین

 

تمرین منظم بدست می دهد محافظت در برابر همه دلایلی که باعث مرگ و میر می شود و مدارکی که از مطالعات تصادفی مرتبط جمع آوری شده نشان می دهد که تمرین جسمانی موثر است به عنوان یک رفتار درمانی در بیماران با بیماریهای قلبی مزمن ، دیابت نوع 2 و نشانه های مرتبط به سندرم متابولیکی. بیماریهای مزمن از قبیل بیماریهای قلبی عروقی ، دیابت نوع 2 و سرطان وابسته به التهاب سیستمی درجه پائین مزمن می باشد. نشان داده شده است که تمرین منظم سبب اثر ضدالتهابی با سطوح بالای سایتوکاین های ضدالتهابی و جلوگیری از تولید TNF-alpha می شود. در نتیجه تمرین بدست می دهد محافظت در برابر TNF-alpha که باعث مقاومت انسولین می شود. به طور دیگر تمرین سبب تولید و آزادسازی اینترلوکین 6 از تارچه های عضلانی می شود که امکان دارد مشارکت کند در از میان بردن atherogenic lipid profile که خیلی اوقات وابسته است با بیماریهای مزمن. این ریویو یا بازنگری مورد توجه قرار داده است تاثیر ضدالتهابی تمرین و چگونگی این امکان مشارکت در اثر مفید تندرستی تمرین در بیماران با بیماریهای مزمن وابسته به التهاب با درجه پائین مزمن.

 

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

-----------------------------------------

نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388| ساعت 12:59| توسط جمعي از اساتيد و دانشجويان| |

عنوان : پاسخ سایتوکاین به فعالیت جسمانی و تمرین

Moldoveanu AI, Shephard RJ, Shek PN

کانادا ، اونتاریو ، دانشگاه تورنتو ، حوزه فارغ التحصیلان انجمن تندرستی ، برنامه در علم تمرین

 

سایتوکاین ها گلیکوپروتئینهای حل پذیر هستند که بوسیله ارتباط واسطه ای در داخل و بین سلولهای ایمنی و غیرایمنی در سرتاسر سیستمها و اندامهای بدن تولید شده اند. تشکیل و واسطه شدن به نفع و ضد التهاب سایتوکاین ها که بوسیله تحریک ویروس ها مدوله می شود ، شامل فعالیت جسمانی ، زخم و عفونت می باشد. تاثیر موضعی فعالیت جسمانی و تولید سیستمیک سایتوکاین در سطوح مختلف بارها به طور قابل توجه نشان داده شده است که مشابهت دارد به پاسخ سایتوکاین ها به زخم و عفونت. ارائه این بازنگری آزمودن پاسخ سایتوکاین به فشار تمرینات کوتاه مدت با تاکید بر پارامترهای ایمنی ویژه از طریق تنظیم سایتوکاین می باشد. اثر تمرینات درازمدت بر پاسخ سایتوکاین و امکان فشار بر ویروس های کوچک سیستم ایمنی نیز بحث شده است. با مراجعه به هم تحقیقات مقطعی و هم تحقیقات طولانی.

سرانجام اعتبار استفاده از تمرین بعنوان یک مدل برای زخم و مسمومیت عفونی حاصل از اثر جذب باکتری ها و مواد فاسد وارد شده به خون و رای جمعی دانشمندان در مورد تغییرات سبک فیزیولوژیکی ، آفت شناسی و نتیجه گیری محدود به مدل با نشانه میباشد. دیگر مطالعات ، اثر تمرین ، زخم و عفونت بر سایتوکاین ها را آزموده اند و روشن ساخته اند تنظیم سایتوکاین به طور معناداری بوسیله فعالیت جسمانی و به طور بیشتر مهمی بوسیله فعالیتهای جسمانی بلندمدت و کوتاه مدت که دلالت بر تندرستی دارد انجام می شود و رابطه دارد با کارکرد سراسر سیستم ایمنی و مقاومت در عفونت.

 

The cytokine response to physical activity and training.

Moldoveanu AI, Shephard RJ, Shek PN.

Program in Exercise Sciences, Graduate Department of Community Health, University of Toronto, Ontario, Canada.

Cytokines are soluble glycoproteins that are produced by and mediate communication between and within immune and nonimmune cells, organs and organ systems throughout the body. Pro- and anti-inflammatory mediators constitute the inflammatory cytokines, which are modulated by various stimuli, including physical activity, trauma and infection. Physical activity affects local and systemic cytokine production at different levels, often exhibiting striking similarity to the cytokine response to trauma and infection. The present review examines the cytokine response to short term exercise stress, with an emphasis on the balance between pro- and anti-inflammatory mechanisms and modulation of both innate and specific immune parameters through cytokine regulation. The effects of long term exercise on cytokine responses and the possible impact on various facets of the immune system are also discussed, with reference to both cross-sectional and longitudinal studies of exercise training. Finally, the validity of using exercise as a model for trauma and sepsis is scruti- nised in the light of physiological changes, symptomatology and outcome, and limitations of the model are addressed. Further studies, examining the effect of exercise, trauma and infection on novel cytokines and cytokine systems are needed to elucidate the significance of cytokine regulation by physical activity and, more importantly, to clarify the health implications of short and long term physical activity with respect to overall immune function and resistance to infection.

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------------------------------------------

کارکرد ایمنی در تمرین و ورزش

مایکل گلیسون

ایالت کینگدوم ، لافبروو ، دانشگاه لافبروو ، مدرسه علم ورزش و تمرین

 

ورزش ملایم منظم وابسته است با کاهش میزان بروز بیماری عفونی در مقایسه با وضعیت کاملا بی تحرک. به هر صورت یک مسابقه طولانی یا تمرین شدید باعث پریشانی آنی در جنبه های مختلف کارکرد ایمنی میشود (به عنوان مثال تنفس نوتروفیل لمفوسیت را تکثیر میکند و آنتی ژن مونوسیت را عرضه میکند). این پریشانی در جنبه های مختلف کارکرد ایمنی معمولا 3 تا 24 ساعت بعد از تمرین طول میکشد که بستگی دارد به هم شدت تمرین و هم مدت تمرین.

کارکرد یا عدم کارکرد سیستم ایمنی بعد از ورزش بیش از همه مشخص میشود زمانی که تداوم تمرین کمتر از یک و نیم ساعت طول میکشد و شدت تمرین بالا باشد (55 تا 75 درصد حداکثراکسیژن مصرفی) و اجرا شود بدون غذای مصرفی. دوره تشدید کردن تمرین(زود رسیدن) یک هفته یا بیشتر طول میکشد که بیشتر شاید نتیجه این باشد که عدم کارکرد سیستم ایمنی طولانی طول میکشد. اگرچه ورزشکاران نخبه(الیت) دارای نقص بالینی سیستم ایمنی نیستند. این ممکن است اثر ترکیب تغییرات کوچک در چندین پارامتر سیستم ایمنی برای برطرف کردن بیماریهای کوچک عمومی باشد. از قبیل عفونت بالای تنفسی. به هر صورت این شاید ارزش کمی در پرداختن به عنوان ضد التهابی داشته باشد. اثر تمرین وساطت میکند از طریق سایتوکاین ها و یا تنظیم کم رسپتور toll-like ......

 

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------------------------------------------

TLR4 در زنان سالخورده تمرین مقاومتی کرده پائین است و مربوط است به سایتوکاین های التهابی

Mcfarlin BK, Flynn MG, Campbell WW, Stewart LK, Timmerman KL

آزمایشگاه جامع فیزیولوژی حوزه تندرستی و اجرای انسان دانشگاه هیوستون امریکا

 

مقدمه/هدف : تمرین منظم با وزنه متعادل مرتبط با سن شاید افزایش دهد سایتوکاین های التهابی را و کاهش دهد خطر توسعه بیماری با سبب التهابی را بوسیله اعمال کردن تاثیر ضد التهابی آن. علامت دهی گیرنده Toll-like4 یا TLR4 تولید سایتوکاین ها را تحریک میکند و شاید اثر ضد التهابی منسوب به تمرین منظم آن را روشن سازد. بنابراین هدف ارائه تحقیق مقایسه تاثیر حاد(3ست ، 9حرکت تمرینی ، 10تکرار در 80% یک تکرار بیشینه) و مزمن تمرینات مقاومتی بر TLR4  و سایتوکاین ها می باشد.

روش : نمونه خون سیاهرگی از 10 زن تمرین کرده و 10 زن تمرین نکرده سالخورده با دامنه سنی 65 تا 80 سال بعد از یائسگی در قبل ، بلافاصله بعد ، 2 ساعت بعد ، 6 ساعت بعد و 24 ساعت بعد از تمرین گرفته شد.

رویه سطح سلولی TLR4 ، LPS ، محرک تولید سایتوکاین ، سایتوکاین پلاسما و mRNA of TLR4 و سایتوکاین(RT-PCR) برای هر نمونه تعیین شدند.

نتیجه : تمرین کرده ها 124% رویه سطح سلولی TLR4 کمتری نسبت به تمرین نکرده ها داشتند (P<0.05). یک تاثیر زمان معنادار دیده شد برای تحریک کننده LPS ، اینترلوکین6 ، اینترلوکین1 بتا و TNF آلفا که 6 ساعت به طور معناداری بیشتر بود نسبت به همه نمونه های دیگر. اثر معناداری برای پلاسما (اینترلوکین6 ، TNF آلفا) یا mRNA (اینترلوکین6 ، TNF آلفا و اینترلوکین1) سایتوکاین های التهابی دیده نشد.

سطح رویه سلولی TLR4 (HI و LO) ، تحریک کننده LPS ، TNF آلفا به میزان 32% ، اینترلوکین1 بتا به میزان 209% و اینترلوکین6 به میزان 167% تولید بیشتری برای HI نسبت به LO داشتند (P<0.05).

نتیجه گیری : تمرین منظم مقاومتی زنان سالخورده سطح رویه سلول TLR4 را کم میکند اما سطوح پلاسما را پائین نمی آورد و کمتر تولید میکند تحریک کننده LPS سایتوکاین های التهابی در استراحت و در پاسخ به یک جلسه تمرین مقاومتی. تغییر TLR4 شاید توضیح دهد تاثیر ضد التهابی را که به تازگی بوده است منسوب به تمرینات مقاومتی مزمن (بعد از 24 ماه).

TLR4 is lower in resistance-trained older women and related to inflammatory cytokines.

McFarlin BK, Flynn MG, Campbell WW, Stewart LK, Timmerman KL.

Laboratory of Integrated Physiology, Department of Health and Human Performance [corrected] University of Houston, Houston, TX, USA. bkmcfarlin@att.net

INTRODUCTION/PURPOSE: Regular exercise may offset age-associated increases in inflammatory cytokines and reduce the risk of developing diseases with an inflammatory etiology by exerting "anti-inflammatory" effects. Toll-like receptor 4 (TLR4) signaling stimulates inflammatory cytokine production, and may explain the "anti-inflammatory" effect attributed to regular exercise. Therefore, the purpose of the present study was to compare the effect of acute (3 sets, 9 exercises, 10 repetitions at 80% of the 1-repetition maximum) and chronic resistance exercise on TLR4 and inflammatory cytokines. METHODS: Venous blood samples were collected from trained (TR, N = 10) and untrained (UT, N = 10) older (65-80 yr) postmenopausal women: before (PRE), immediately post (POST), and 2 h (2H), 6 h (6H), and 24 h (24H) after completion of exercise. Cell-surface expression of TLR4 (two-color immunofluorescent cytometry), LPS (25 microg x mL(-1))-stimulated cytokine production (ELISA), plasma cytokines (ELISA), and mRNA expression of TLR4 and cytokines (RT-PCR) were determined for each sample. RESULTS: TR had 124% less cell-surface TLR4 expression than UT (P < 0.05). A significant time effect was found for LPS-stimulated IL-6, IL-1beta, and TNF-alpha, where 6H was significantly greater than all other samples. No significant effects were found for plasma (IL-6 and TNF-alpha) or mRNA expression (IL-6, TNF-alpha, and IL-1beta) of inflammatory cytokines. When subjects were grouped according to cell-surface TLR4 expression (HI and LO), LPS-stimulated TNF-alpha (302%), IL-1beta (209%), and IL-6 (167%) production was greater for HI than LO (P < 0.05). CONCLUSION: Regularly exercising older women expressed less cell-surface TLR4 but did not have lower plasma levels or produce less LPS-stimulated inflammatory cytokines at rest or in response to a single bout of resistance exercise. TLR4 changes may explain the "anti-inflammatory" effect that has recently been attributed to chronic (2x wk for previous 24 months) resistance exercise training

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------------------------------------------

عنوان : تاثیر تمرینات مقاومتی پیشرونده بر پاسخهای سیستم ایمنی در سالمندان و التهاب مزمن

Rall LC, Roubenoff R, Cannon JG, Abad LW, Dinarello CA, Meydani SN

مرکز تحقیق تغذیه انسان بر سالمندان/دانشگاه توفتز بوستون امریکا

 

تاثیرات 12 هفته ای تمرین قدرتی با مقاومت پیشرونده بر in vivo و in vitro پارامترهای ایمنی ارزیابی شدند در تحقیق کنترل شده ای بر 8 شخص با التهاب روماتیسمی (RA) ، 8 جوان تندرست با دامنه سنی 22 تا 30 سال و 8 فرد مسن تندرست با دامنه سنی 65 تا 80 سال و همچنین 7 فرد مسن تمرین نکرده با دامنه سنی 65 تا 80 سال گروه کنترل و تاثیرات فصلی و روانی اجتماعی آنها محاسبه شد.

تمرین انجام می شد با 80% یک تکرار بیشینه آنها و اجرا می شد با 8 تکرار در هر ست ، سه ست در جلسه و دو مرتبه در هفته. سلولهای تک هسته ای پیرامونی خون(PBMC) ، تولید سایتوکاین و پروستوگلاندین (PG) تغییری ناشی از تمرین در PBMC ، اینترلوکین1 بتا ، تومور نکروسیز فاکتورآلفا (TNF) ، اینترلوکین 6 ، اینترلوکین 2 یا تولید PG E2 ، --- لمفوسیت ، یا پاسخ DTH در هر گروه تمرینی در مقایسه با گروه کنترل دیده نشد.

این اطلاعات اظهار میکند 12 هفته تمرین قدرتی شدید با مقاومت پیشرونده تاثیری بر کارکرد سیستم ایمنیاشخاص جوان یا مسن تندرست یا در افراد با التهاب مفصلی روماتیسمی ندارد.

Effects of progressive resistance training on immune response in aging and chronic inflammation.

Rall LC, Roubenoff R, Cannon JG, Abad LW, Dinarello CA, Meydani SN.

Jean Mayer USDA Human Nutrition Research Center on Aging, Tufts University, Boston, MA 02111, USA.

The effects of 12 wk of progressive resistance strength training on in vivo and in vitro immune parameters were evaluated in a controlled study of eight subjects with rheumatoid arthritis (RA), eight healthy young (22-30 yr), and eight healthy elderly (65-80 yr) individuals. Six healthy elderly (65-80 yr) nontraining control subjects were also evaluated to account for seasonal and psychosocial effects. Training subjects exercised at 80% of their one-repetition maximum and performed eight repetitions per set, three sets per session on a twice weekly basis. Peripheral blood mononuclear cell (PBMC) subpopulations, cytokine and prostaglandin (PG) E2 production, proliferative response, and delayed type hypersensitivity (DTH) skin response were measured before and after 12 wk of training. Training did not induce changes in PBMC subsets, interleukin (IL)-1 beta, tumor necrosis factor-alpha (TNF), IL-6, IL-2, or PGE2 production, lymphocyte proliferation, or DTH response in any of the training groups, compared with control subjects. These data suggest that 12 wk of high-intensity progressive resistance strength training does not affect immune function in young or elderly healthy individuals or subjects with RA.

 خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------------------------------------------

عنوان : تاثیر مداخله تمرین بر پارامترهای سیستم ایمنی در سالخوردگان نحیف ساکن در خانه سالمندان

Kapasi ZF, Ouslander JG, Schnelle JF, Kutner M, Fahey JL

امریکا ، آتلانتا ، مدرسه پزشکی دانشگاه اموری ، حوزه توانبخشی پزشکی و مرکز تندرستی در سالمندان ، بخش جسمانی درمانی

 

سالمندی مربوط است با کاهش هم میانجی سلولی و هم هومورال ایمنی و احتمالا مشارکت در افزایش میزان بروز بیماری ها و شدت عفونت ها در سالمندان سست. تاثیر معنا دار تمرین بر سیستم ایمنی به شدت تمرین بستگی دارد. ما هدایت کردیم یک تمرین 32 هفته ای کلینیکی انتخابی کنترل شده را ، به طور کارکردی گرویده به برنامه تمرین در سالمندان سست که زندگی میکنند در خانه سالمندان و تعیین شده است خواه مداخله تمرین مربوط به تغییر در پارامترهای ایمنی در جمعیت سالمندان سست خانه سالمندان.

روش : به طور تصادفی 94 نفر انتخاب شدند از آنهایی که در خانه سالمندان ساکن هستند. و 94 نفر هم بعنوان گروه کنترل انتخاب شدند. مداخله شامل تمرینات مقاومتی و استقامتی که انجام می شد هر 2 ساعت از ساعت 8 صبح تا 4 بعدازظهر برای 5 روز در هفته و برای 8 ماه.

---- لمفوسیت ، شامل فعال شدن نشانگرها (CD28 ، CD25 ،  HLA-DR ) in vitro  ----- و تولید فعالیت سایتوکاین ها (neopterin و STNF-RII) در سرم اندازه گیری شده است بوسیله نمونه گیری خون در انتها و بعد از 8 هفته و 32 هفته مداخله تمرین.

نتیجه : تمرینات تغییری در ---- لمفوسیت ، فعال شدن نشانگرها ، in vitro  ----- و تولید فعالیت سایتوکاین در سرم نشان ندادند.

نتیجه گیری : 32 هفته مداخله تمرین موجب تاثیر سودآور یا زیان آور بر پارامترهای ایمنی در سالمندان سست خانه سالمندان نمی شود و شاید توضیح دهد چرا مداخله مربوط نیست با تغییر در میزان بروز بیماری  عفونی در گروه تمرین کرده در مقایسه با گروه کنترل.

Effects of an exercise intervention on immunologic parameters in frail elderly nursing home residents.

Kapasi ZF, Ouslander JG, Schnelle JF, Kutner M, Fahey JL.

Division of Physical Therapy, Department of Rehabilitation Medicine and Center for Health in Aging, Emory University School of Medicine, Atlanta, Georgia 30322, USA. zkapasi@emory.edu

BACKGROUND: Aging is associated with decline in both cell-mediated and humoral immunity and may contribute to increased incidence and severity of infections in frail elderly. Exercise, depending on intensity, has significant effects on the immune system. We conducted a randomized, controlled clinical trial of a 32-week functionally oriented exercise program in frail elderly living in nursing homes and determined whether the exercise intervention was associated with a change in immune parameters in this frail elderly nursing home population. METHODS: Nursing home residents were randomly assigned to an intervention (n = 94) and control group (n = 96). The intervention consisted of a functionally oriented endurance and resistance exercise training that was provided every 2 hours from 8:00 AM to 4:00 PM for 5 days a week for 8 months. Lymphocyte subpopulations, including activation markers (CD28, CD25, HLA-DR), in vitro proliferation, and soluble products of cytokine activity (neopterin and sTNF-RII) in serum were measured by taking blood samples at baseline and after 8 weeks and 32 weeks of the intervention. RESULTS: Exercise training did not induce changes in lymphocyte subpopulations, activation markers (CD28, CD25, HLA-DR), in vitro proliferation, and soluble products of cytokine activity (neopterin and sTNF-RII) in serum. CONCLUSIONS: A 32-week exercise intervention did not bring about beneficial or detrimental effects on immune parameters in the frail elderly nursing home population and may explain why the intervention was not associated with a change in the incidence of infections in the intervention group compared with the control group.

 خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------------------------------------------

عنوان : تاثیر 4 هفته برنامه تمرین جسمانی بر غلظت نشانگرهای التهابی پلاسما در بیماران با تحمل گلوکز غیرعادی

Oberbach A, Tonjes A, Kloting N, Fasshauer M, Kratzsch J, Busse MW, paschke R, Stumvoll M, Bluher M

آلمان ، دانشگاه لایپزیگ ، هیئت علمی پزشکی ، IZKF لایپزیگ ، گروه تحقیق No3 جونیور

 

مقدمه : التهاب مزمن که در معاینات بالینی غیرقابل تشخیص است می تواند در ارتباط نزدیک با فاکتور نوع 2 دیابت (T2D) و تصلب شریان باشد. اثر سودمند فعالیت جسمانی بر کاهش خطر بیماری کرونری قلب میتواند قسمتی ناشی شود بوسیله بهبود نشانگرهای التهابی.

طرح تحقیق و روش : قصد این تحقیق تعیین اثر 4 هفته تمرین جسمانی بر غلظت اینترلوکین 6 ، c-reactive protein (CRP) ، آدیپونکتین و اینترلوکین 10 پلاسما در 60 فرد با تحمل گلوکز طبیعی ، تحمل گلوکز معیوب یا زیان آور (IGT) و T2D میباشد.

نتیجه : در بیماران IGT و T2D بهبود معناداری در چربی بدن ، سطح آمادگی ، متابولیسم گلوکز و حساسیت انسولین بعد از 4 هفته تمرین جسمانی مربوط بود با افزایش معناداری در غلظت آدیپونکتین و CRP پلاسما. اما نه دراینترلوکین6. تحلیل رگرسیون خطی تنها برای پارامترهای ضد التهابی آدیپونکتین و اینترلوکین 10 یک وابستگی معناداری با کاهش گلوکز پلاسما در گرسنگی نشان داد ، در حالیکه تغییر در اینترلوکین 6 و CRP معنادار نبودند مربوط به تغییر در گلوکز پلاسما در گرسنگی ، چربی بدن ، حداکثر اکسیژن مصرفی و حساسیت انسولین بود. در یک تحلیل رگرسیون خطی چند متغیری تنها تغییر در چرخش آدیپونکتین ، گلوکز پلاسما در گرسنگی و درصد چربی بدن تعیین کننده تغییر حساسیت انسولین بود.

نتیجه گبری : تمرین جسمانی وابسته است با یک آدیپونکتین نزدیک به نرمال و غلظت CRP پلاسما در افراد و وابسته است به IGT و T2D.

افزایش حساسیت انسولین بعد از تمرین شدیدا مربوط است به تغییر در غلظت آدیپونکتین پلاسما ، گلوکزپلاسما در گرسنگی و درصد چربی بدن ، در حالیکه تغییر در غلظت اینترلوکین6 ، اینترلوکین 10 و CRP پلاسما به طور معناداری در افزایش حساسیت انسولین مشارکت ندارد.

Effect of a 4 week physical training program on plasma concentrations of inflammatory markers in patients with abnormal glucose tolerance.

Oberbach A, Tönjes A, Klöting N, Fasshauer M, Kratzsch J, Busse MW, Paschke R, Stumvoll M, Blüher M.

Junior Research Group N03, IZKF Leipzig, Faculty of Medicine, University of Leipzig, Germany.

OBJECTIVE: Subclinical chronic inflammation could be a unifying factor linking type 2 diabetes (T2D) and atherosclerosis. The beneficial effects of physical activity on a reduced risk of coronary heart disease could at least in part be mediated by improved markers of inflammation. RESEARCH DESIGN AND METHODS: The aim of this study was to determine the effect of 4 weeks of physical training on plasma concentrations of interleukin (IL)-6, C-reactive protein (CRP), adiponectin and IL-10 in 60 individuals with normal glucose tolerance, impaired glucose tolerance (IGT) or T2D. RESULTS: In patients with IGT and T2D, significant improvement in body fat, fitness level, glucose metabolism and insulin sensitivity after 4 weeks of physical training was associated with significantly improved plasma concentrations of adiponectin and CRP, but not IL-6. Regression analysis demonstrated only for the anti-inflammatory parameters adiponectin and IL-10 a significant relationship with the decrease in fasting plasma glucose, whereas changes in IL-6 and CRP were not significantly related to changes in fasting plasma glucose, body fat, maximal oxygen uptake, or insulin sensitivity. In a multivariate linear regression analysis, only changes in circulating adiponectin, fasting plasma glucose and percentage body fat were determinants of changes in insulin sensitivity. CONCLUSIONS: Physical training was associated with a near normalization of adiponectin and CRP plasma concentrations in subjects with IGT and T2D. Increased insulin sensitivity after training was most strongly related to changes in adiponectin plasma concentrations, in fasting plasma glucose and percentage body fat, whereas changes in IL-6, IL-10 and CRP plasma concentrations did not significantly contribute to improved insulin sensitivity.

 خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388| ساعت 3:30| توسط جمعي از اساتيد و دانشجويان| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست