علم و ورزش

توسعه ي ورزش بر محور دانش

سلام

وبلاگ علم و ورزش جهت گسترش فعالیت

خود در نظر دارد تا وبلاگ خود را به نویسندگان مختلف و

مستقل بسپارد. لذا از تمام علاقه مندان و دانشجویان و

دانش آموختگان دعوت می شود در صورت تمایل از سه

طریق ذیل اعلام همکاری نمایند:

 

۱. بخش نظرات وبلاگ

۲. پست الکترونیک : mkohanpur@gmail.com

۳. شماره تماس : ۰۹۱۲۸۱۶۴۰۴۹

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 21:28  توسط گروه نویسندگان  | 

تاثیر موسیقی ، صدای محیطی و محرومیت حسی بعد از واماندگی بر عملکرد والیبال در والیبالیست های مرد آمات

تاثیر موسیقی ، صدای محیطی و محرومیت حسی بعد از واماندگی بر عملکرد والیبال در والیبالیست های مرد آماتور

 

رضا نیازی1، دکتر محمدعلی آذربایجانی2، محمدعلی کهن پور1، ملیحه کهن پور3   

 

1. دانشجوی کارشناسی ارشد گروه فیزیولوژی ورزش دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز

2. استادیار گروه فیزیولوژی ورزش دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز

3. دانشجوی کارشناسی تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه شهید رجائی تهران

 

چکیده

هدف از این پژوهش عبارت است از مقایسه اثر گوش دادن به موسیقی ، صداهای محیطی و محرومیت حسی شنوایی بعد از واماندگی بر عملکرد مهارتی والیبال در والیبالیست های مرد آماتور. 15 والیبالیست مرد آماتور داوطلب شرکت در پژوهش با میانگین سنی 3 25 سال و قد 5 180 سانتیمتر و وزن 5 85 کیلوگرم به صورت هدف‌مند انتخاب و در چهار جلسه تمرین با چهار شرایط متفاوت بعد از واماندگی شرکت کردند. شرکت کنندگان در هر جلسه ابتدا با یک الگوی مشابه تمرین به واماندگی رسیدند. بعد از واماندگی به اجرای سرویس به مناطق شش گانه زمین که علامت گذاری شده بود پرداختند. آنها در روز اول در شرایط طبیعی ، در روز دوم با محرومیت حسی شنوایی ، در روز سوم با گوش دادن به موسیقی آرام قبل از اجرا و در روز چهارم در شرایط ایجاد صداهای ناهنجار تماشاچیان به اجرای سرویس بعد از واماندگی پرداختند. گوش دادن به موسیقی آرام به طور معنادری اجرای سرویس والیبال را افزایش داد. در شرایط صداهای محیطی اگرچه اجرا بهتر شد اما معنادار نبود و در شرایط محرومیت حسی شنوایی عملکرد اجرای سرویس والیبال به طور معناداری کاهش یافت.

واژگان کلیدی : موسیقی،صداهای محیطی،محرومیت حسی،سرویس والیبال،واماندگی

 

مقدمه

از مدت‌ها پیش در تحقیقات به عمل آمده توسط هیأت هایی متشکل از متخصصین ورزش و موسیقی دانان ، رابطه بین موسیقی و ورزش مورد توجه خاص قرار گرفت و ارتباط عمیق بین این دو پدیده انسانی محرز شد(8-2). در طی دهه گذشته ، تحقیقات بسیاری در زمینه بررسی اثرات موسیقی بر ورزش و تمرینات بدنی صورت گرفته است(8-2). موسیقی می‌تواند وضعیت روانی و فیزیولوژیکی نامطلوب را تغییر دهد و بنابراین به شکل نوعی تحریک قبل از مسابقه و یا به شکل آرامبخش برای ورزشکاران مضطرب به کار رود. یکی از روش‌ هایی که اغلب مورد استفاده قرار می‌گیرد ، استفاده از موسیقی های تحریک کننده و هیجان انگیز همراه با توصیه های شفاهی جهت روحیه دادن به ورزشکار است. به همین طریق می‌توان موسیقی آرام بخش را برای کمک به تکنیک های Relaxation به کار برد. تحقیقات جدید نشان می‌دهند که رابطه جالبی بین استفاده از موسیقی و تاثیر آن بر روی وضعیت روحی فرد وجود دارد(8-2). افزودن موسیقی به حرکات روتین ورزشی می‌تواند شما را تشویق کرده و بر شدت حرکات شما بیفزاید(8-2). مطالعات محدودی در زمینه این موضوع که آیا موسیقی در بهبود اجرای ورزشکاران تاثیر می‌گذارد انجام شده است. در دانشگاه Newcastle پژوهش دیگری بر روی 20 نفر از دانشجویان آن دانشگاه انجام شد که به موسیقی پر ضرب راک (Fast-Tempo rock) که توسط گروهی به نام Underworld ضبط شده است گوش دادند. در این پژوهش گروه 20 نفر دوم قبل از 30 ثانیه بشین و پاشو فقط تصور ذهنی داشتند و هیچ نوع موسیقی برای آنها پخش نشد. نتیجه این پژوهش نشان داد که نتیجه عملکرد گروه اول بهتر بوده است(8-2). ملودی و هارمونی موسیقی باید وضعیت روحی و ذهنی مثبتی را ایجاد کند ، یعنی اینکه به شنونده انرژی و روحیه بدهد(8-2). یکی از مثالهای خاص و تجربیات عملی در این زمینه ، مربوط به پروفسور پیتر تری در زمانی است که در بازیهای المپیک زمستانی 1998 ناگانوی ژاپن به عنوان فیزیولوژیست در خدمت تیم بریتانیا بود. تیم بریتانیا در آن سال موفق ترین حضور خود را در طی دهه‌های گذشته تجربه کرد و توانست پس از سالها صاحب مدال در بازیهای زمستانی شود. اعضای این تیم در طی تمرینات و در روزهای مسابقه به ترانه one moment in time گوش می‌دادند و در همان حال سعی می‌کردند خود را در حال و هوای ترانه در آن زمان تجسم کنند. در روز مسابقه فینال آنها توانستند با اختلاف بسیار ناچیزی صاحب مدال برنز شوند. این ترانه همچنین به فولدریچارد کمک کرد تا در المپیک 2000 سیدنی مدال طلای تیراندازی را بدست آورد(8-2). مثال دیگر مربوط به اعضای تیم بوکس بریتانیا در المپیک سیدنی می‌باشد که اظهار داشته اند یکی از کارهای قبل از مسابقه آنها گوش دادن به ترانه  بوده است با نام  BlueSugarکه باعث شده به نحو موثری تحریک شوند و از هیاهوی قبل از مسابقه دور بمانند(8-2). بوکسور فوق سنگین بریتانیا آدلای هریسون قبل از هر مسابقه مدتی به موسیقی کلاسیک ژاپنی گوش می‌داد(8-2). در سال 1999 ، تعداد 1231 نفر از ورزشکاران ورزش های موازی در کلاس هایی که در آنها در حین ورزش موسیقی پخش می‌شد مورد بررسی قرار گرفتند و در پایان کار از آنها خواسته شد تا یک پرسشنامه 36 قسمتی را پر کنند. نتایج نشان دادند که بین ضرباهنگ موسیقی و وضعیت روحی همبستگی و ارتباط وجود دارد و اینطور نتیجه گیری شد که موسیقی می‌تواند به نحو موثری باعث لذت بردن از ورزش شود و شاید در این میان عامل کلیدی انتخاب موسیقی صحیح باشد(8-2). بسیاری از ورزشکاران بر این باورند که موسیقی در دستیابی به آرامش و راحتی به آنها کمک می‌کند(8-2). شااولوف و لوفی(2009) نشان دادند که احساس لذت بخش به طور معناداری بالاتر است هنگامی که موسیقی در ورزش باشد(11). در هنگام راه رفتن یا ورزش با شدت نسبتا پائین ، گوش دادن به قطعه های مورد علاقه موسیقی ممکن است تاثیر استرس ناشی از خستگی را کاهش دهد و راحتی سطح انجام ورزش را افزایش دهد(12). بعضی یافته ها اظهار می‌دارد موسیقی تاثیر معناداری بر ورزش ندارد و بعضی یافته ها هم اظهار می‌دارند که زنان اما نه مردان ، میانگین خستگی بیشتری گزارش کرده اند بعد از تمرین کردن در حضور موسیقی نسبت به غیاب آن(15). همچنین بعضی یافته های آماری نشان می‌دهد که زنان به طور معناداری طولانی تر تمرین می‌کنند با موسیقی نسبت به فقدان آن(15). کهن پور و همکاران(1388) نشان دادند که موسیقی شاید باعث بهبود اجرا ‌شود اما در ورزش های رکوردی باعث کاهش عملکرد می‌شود(1). برخی مطالعات اثری برای موسیقی را بر ورزش نشان نداده اند(17). البته این تاثیر هرچند معنادار نبود اما ورزشکاران با موسیقی اجرای بهتری داشتند(17).

هدف از انجام پژوهش حاضر ، بررسی تاثیر موسیقی ، صداهای محیطی و محرومیت حسی شنوایی بعد از واماندگی در عملکرد والیبالیست ها می‌باشد.

 

روش شناسی

آزمودنی‌ها

آزمودنی‌های ما شامل 15 والیبالیست مرد آماتور رقابتی شهرستان چالوس با میانگین سنی 3 25 سال و قد 5 180 سانتیمتر و وزن 5 85 کیلوگرم بودند. با توزیع اطلاعیه‌ای در سطح تیم های والیبال شهرستان و بیان اهداف پژوهش ، 15 والیبالیست واجد شرایط و داوطلب شرکت در پژوهش که حداقل دارای 5 سال سابقه بازی در سطح لیگ استان مازندران بودند ، به صورت هدفمند به عنوان آزمودنی انتخاب و در چهار جلسه تمرین والیبال شامل تمرین تا حد واماندگی و بلافاصله اجرای سرویس والیبال شرکت کردند.

روش جمع آوری اطلاعات

در هر چهار جلسه تمرین والیبال ، آزمودنی‌ها ابتدا تا حد واماندگی تمرین کردند. سپس به اجرای سرویس والیبال در چهار شرایط مختلف پرداختند که شامل شرایط طبیعی ، صداهای ناهنجار ، گوش دادن به موسیقی آرام و محرومیت حسی شنوایی بود. که البته گوش دادن به موسیقی قبل از اجرای سرویس والیبال بود و شرایط صداهای ناهنجار و محرومیت حسی شنوایی در حین اجرای سرویس والیبال فراهم شد و در نهایت امتیاز آنها ثبت شد.

برنامه های تمرینی

در هر چهار جلسه تمرین ابتدا آزمودنی‌ها تا حد واماندگی تمرین کردند. بدین ترتیب که ابتدا به مدت 40 دقیقه با 75% حداکثر ضربان قلب دویدند و بعد از حرکات کششی به مدت 5 دقیقه ، 10 دوی سرعت 40 متر ، 10 دوی سرعت 30 متر و 10 دوی سرعت 20 متر در برنامه تمرینی آنها قبل از واماندگی لحاظ شد. 5 دقیقه بعد از واماندگی آزمودنی‌ها به اجرای سرویس به مناطق شش گانه زمین پرداختند. در روز اول شرایط طبیعی در هنگام اجرای سرویس فراهم شد. در روز دوم آزمودنی‌ها با قرار دادن پنبه در گوش خود و ایجاد محرومیت حسی شنوایی و در روز سوم با فراهم کردن صدای‌های ناهنجار طبل و شیپور تماشاچیان به اجرای سرویس مبادرت ورزیدند. در روز چهارم آزمودنی‌ها به مدت زمان 5 دقیقه بعد از واماندگی به یک قطعه موسیقی آرام اسپانیایی گوش دادند و سپس به اجرای سرویس پرداختند. برای اجرای سرویس به مناطق شش گانه زمین این مناطق علامت گذاری شد. بدین صورت که محقق در آن نقطه ایستاده و در صورت زدن سرویس به خط هوریزنتال (خطی که بالا تنه را از پائین تنه جدا می‌کند) بدن وی و یا به اندازه دو توپ والیبال به سمت بالا و پائین این خط ، 10 امتیاز به اجرا کننده سرویس تعلق می‌گرفت. در غیر اینصورت امتیازی به شخص داده نشد.

روش‌های آماری

در پژوهش حاضر برای بررسی تغییرات متغیرها از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه‌گیری های تکراری (Repeated Measure) استفاده شد که در این آزمون در صورت مشاهده تفاوت معنی دار ، جهت نشان دادن محل تفاوت از آزمون تعقیبی که آزمون T وابسته با اصلاحیه Bonfroni می‌باشد ، استفاده می‌شود.

یافته ها

بر اساس یافته های پژوهش بین متغیرهای پژوهش که شامل محرومیت حسی شنوایی ، صداهای ناهنجار ، گوش دادن به موسیقی و شرایط طبیعی می‌باشد ، تفاوت معنادار وجود داشت (p=0.001). که بیشترین افزایش و افزایش معنادار عملکرد در شرایط گوش دادن به موسیقی آرام مشاهده شد. افزایش عملکرد در شرایط صداهای محیطی معنادار نبود. شرایط ایجاد محرومیت حسی شنوایی نیز به طور معناداری عملکرد را کاهش داد. جدول 1 نتایج آمار توصیفی و جدول 2 نتایج آمار استنباطی مربوط به تغییرات متغیر ها را در چهار شرایط مختلف نشان می‌دهند.

  

جدول 1- میانگین و انحراف استاندارد متغیر در چهار شرایط مختلف تمرین

متغیر

میانگین و انحراف استاندارد

تمرین در شرایط طبیعی

15 3/63

تمرین با محرومیت حسی

81/7 1/51

تمرین با گوش دادن به موسیقی

54/10 1/81

تمرین با گوش دادن به صداهای ناهنجار

27/9 88/68

 

 جدول 2- نتایج آماری مربوط به سطح معنی داری بین متغیرها

معناداری

متغیر

*

008/0>003/0

تمرین در شرایط عادی و تمرین با محرومیت حسی

*

010/0>000/0

تمرین با محرومیت حسی و شرایط صداهای ناهنجار

 

0125/0<024/0

شرایط عادی وبا شرایط صداهای ناهنجار

*

016/0>000/0

شرایط محرومیت حسی با موسیقی

*

025/0>020/0

شرایط ناهنجار با موسیقی

*

050/0>000/0

شرایط عادی با موسیقی

* معنادار در سطح 05/0≥α با اصلاحیه Bonfroni

 

بحث و تفسیر

یافته های پژوهش نشان داد که عملکرد اجرای سرویس والیبال در زمانی که بعد از واماندگی برای آزمودنی‌ها موسیقی آرام پخش شود ، افزایش می‌یابد. این افزایش در زمانی که صداهای ناهنجار محیطی فراهم شد معنادار نبود. عملکرد آزمودنی‌ها با ایجاد محرومیت حسی شنوایی به طور معناداری کاهش یافت. پژوهش های صورت گرفته نشان می‌دهد که غده تالاموس به عنوان مهمترین غده در مغز انسان ، محرکهای صوتی را بوسیله سیستم های عصبی دریافت و در کنار حافظه و تخیل به آنها پاسخ می‌دهد(8-2). غده هیپوفیز نیز که از غده تالاموس فرمان دریافت می‌کند به محرکهای صوتی موزون پاسخ می‌دهد و موجب بروز ترشحاتی می‌شود که نتیجه آن آزادسازی ماده آرام بخشی به نام آندروفین خواهد بود(8-2). به هنگام احساس ترس و اضطراب ، غدد فوق کلیوی اقدام به ترشح کاتکول آمین ها می‌کنند که یعنی به عبارتی ترشح آن موجب ایجاد ترس می‌شود. موسیقی باعث می‌شود که ترشح و آزادسازی این ماده اضطراب زا کاهش یافته و در نتیجه میزان ضربان قلب و فشار خون پائین آماده و به حالت عادی برمی‌گردد(8-2). لیم و همکاران(2009) تاثیر گوش دادن به موسیقی را در حین دوچرخه سواری تا حد واماندگی مورد بررسی قرار دادند و هیچ اثر معنی داری بر لاکتات خون مشاهده نکردند(9). همچنین آنها نشان دادند که عملکرد دوچرخه سواری با موسیقی بهتر می‌شود نسبت به زمانی که موسیقی وجود ندارد(9). واترهوس و همکاران(2009) نشاند دادند که سرعت بالای برنامه موسیقی ، مسافت دوچرخه سواری را در یک زمان معین افزایش می‌دهد(10). برای ایجاد یک روحیه شاد و آماده برای رها شدن انرژی در زمان لازم ، می‌باید ورزشکار به آهنگ های شاد اما ملایم گوش کند تا به مقداری که لازم است انرژی خود را نگه داشته و ذخیره نماید. موسیقی ملایم و آرام در گامهای متوسط همراه با یک ارکستراسیون و سازبندی کلاسیک دقیق و منسجم برای ورزشکار جهت آماده شدن برای یک دوره مسابقه سنگین بسیار موثر و کارآمد است. استفاده از سازهای کوبه ای و مضرابی سنگین در ابتدای هر بازی ممکن است انرژی زیادی را به صورت غیرهدفمند از بدن ورزشکار خارج کند و برعکس پخش و شنود این سازها با دسی بل های متوسط ، دقیقا هنگام تمرین در سالن های مختلف برای ایجاد هیجان جهت خروج انرژی و تغذیه مناسب برای دریافت انرژی افزون تر بسیار موثر و عقلانی است(8-2). واترهوس و همکاران(2009) گزارش کردند که افراد سالم نه تنها ورزش زیربیشینه را با موسیقی تند ، شدیدتر کار می‌کنند ، همچنین آنها ترجیح می‌دادند که موسیقی تند اجرا شود زیرا بیشتر لذت می‌بردند(10). اندازه گیری های فیزیولوژیکی نشان داده است که موسیقی تاثیری بر مقدار ضربان قلب و انرژی مصرفی ندارد(11).  شااولوف و همکاران(2009) نشان دادند که به طور معناداری خستگی کاهش می‌یابد وقتی که تمرین همراه با موسیقی باشد(11). ظاهرا ورزشکاران به طور شدید تر کار نمی‌کنند وقتی که موسیقی وجود دارد اما گزارش شده است که آنها کار می‌کنند لذت بخش تر و کمتر خستگی را تجربه می‌کنند در حالی که ورزش همراه با موسیقی باشد(11). ضربان قلب به طور معناداری متفاوت است با شدت تمرین در غیاب موسیقی اما نه در حضور موسیقی(12). تحقیقات در دانشگاه Newcastle نشان می‌دهد که موسیقی می‌تواند تاثیر آرام بخشی قبل از انجام حرکات فیزیکی و مصرف انرژی داشته باشد ، همچنین زمانی که با تصور ذهنی مناسبی همراه شود ، تاثیر تحریک کننده ای بر فعالیت سیستم قلبی عروقی خواهد داشت(8-2). به هر حال شواهد و مدارک محکم محدودی وجود دارد که هنگامی که ورزشکاران قبل از انجام حرکات ورزشی به موسیقی گوش فرا دهند اثرات آرام کننده و بشاش کننده آن موجب ترفیع و افزایش کیفیت نمایش ها و حرکات ظاهری می‌شود(8-2). آخرین قطعه موسیقی که یک ورزشکار گوش می‌دهد بیشتر در ذهن وی می‌ماند ، بنابراین باید در انتخاب آن دقت شود(8-2). پژوهش ها اظهار کرده اند به اینکه چه چیزی احساس می‌شود و هم اینکه از چه طریق احساس می‌شود(18) که هر دوی این عوامل یک نقش مهم بازی می‌کنند(18). گزارش شده است که فعل و انفعال بین موسیقی ، گروه تمرین کرده و نکرده  و شدت تمرین در آزمودنی های تمرین نکرده اثر مثبت بیشتری می‌گذارد در مقایسه با آزمودنی های تمرین کرده در حالیکه گوش می‌دهند به موسیقی تند در طی تمرین کم شدت و شدید(17).

 

نتیجه گیری

نتایج پژوهش حاضر نشان داد گوش دادن به یک موسیقی آرامبخش بعد از واماندگی ، به مقدار زیادی اجرای مهارتی ورزشکار را بهبود می‌بخشد. همچنین صداهای محیطی بلند توسط تماشاچیان تا حدودی این اجرا را بهبود داده اما معنادار نبود. در حالی که ایجاد محرومیت حسی شنوایی باعث کاهش در عملکرد مهارتی در والیبالیست ها بعد از واماندگی می‌شود.

 

منابع

1.کهن پور محمدعلی،آذربایجانی محمدعلی،هاشمی رباب،نیازی رضا. تاثیر گوش دادن به موسیقی دلخواه همراه با دویدن هوازی بر استقامت قلبی تنفسی در دختران جوان ورزشکار. ارسالی به کنگره ملی سنندج.1388.

2. آداب و رسوم زورخانه، انتشارات فدراسیون بین المللی ورزش‌های زورخانه‌ای.

3. مقاله دکتر پل چارتیر از کانادا در اجلاس بین المللی، مبانی علمی، تاریخ و فرهنگ زورخانه.

4. Towards Achieving the Millennium Development Goals Sports for Development and Peace.

5. Five Effect of Up-Beat Music on Endurance Performance, Medicine and Science in Sport and Executive, Vol. 27.

6. Supplement, #853, p.S151, 1995.

7. Coordination and Impact of Music and Imagery on Physical Performance and Arousal: Studies of Endurance.

8. Journal of Sport Behavior, Vol. 15(1) pp.21-23, 1992.

9. Lim HB., Atkinson G., Karageorghis CI., Eubank MR. Effects of differentiated music on cycling time trial, Int J Sports Med., Vol. 30(6), pp.435-442, 2009.

10. Waterhouse J., Hudson P., Edwards B. Effects of Music tempo Upon Sub-maximal Cycling Performance, Scand J Med. Sci., 2009.

11. Shaulov N., Lufi D. Music and Light during Indoor Cycling, Perfect Mot Skills, Vol. 108(2), pp.597-607, 2009.

12. Yamashita S., Iwai K., Akimoto T., Sugawara J., Kono I. Effects of Music during Exercise on RPE, Heart Rate Autonomic Nervous System, J Sports Med Phys Fitness, Vol. 46(3), pp.425-430.

13. Macone D., Baldari C., Zelli A. Gudetti L., Music and Physical Activity in Psychological Well-Being, Perfect Mot Skills, Vol. 103(1), pp. 285-295, 2006.

14. Karageorghis C., Jones L., Stuart DP. Psychological Effects of Music Tempi during Exercise, Int J Sports Med., Vol. 29(7), pp.613-619, 2007.

15. Dylund AK., Winnger SR., The Effects of Music Preference and Exercise Intensity on Psychological Variables, J Music Ther., Vol. 45(2), pp.114-134, 2008.

16. Widdicombe J., Fontana G., Gibson P., Workshop—Cough: Exercise, Speech and Music, Pulm Pharmacol Ther., Vol. 22(2), pp.143-147, 2009.

17. Brownley K.A., McMurray R.G., Hackney A.C. Effect Effects of Music on Physiological Affective responses to Graded Treadmill Exercise in Trained and Untrained Runners, Int. J of Psychophysiology,  Vol.19(3), pp.193-201, 1995.

18. Elliot D., Carr S., Savage D. Effects of Motivational Music on Work Output and Affective Responses during Sub-Maximal Cycling of a Standardized Perceived Intensity, Journal of Sport Behavior, Vol. 27, 2004.

 

 

ارائه بصورت سخنرانی در اولین کنگره ملی تربیت بدنی و علوم ورزشی ارسنجان.

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1390ساعت 3:23  توسط گروه نویسندگان  | 

تستوسترون، کورتیزول و نسبت تستوسترون به کورتیزول

تستوسترون:

تستوسترون مهمترین هورمون استروئیدی بدن انسان است. این هورمون مسئول ایجاد صفات ثانویه جنس مذکر می‌باشد. هورمونهای جنسی تحت اثر هورمون آزاد کننده گنادوتروپین از هیپوتالاموس و تحریک ترشح LH و FSH توسط هیپوفیز، از غدد بیضه ترشح می‌شود. همچنین مقادیر کمی از این استروئید نیز توسط قشر فوق کلیه موسوم به گنادوکورتیکوئیدها در هر دو جنس ترشح می‌شود.

 

كورتيزول:

کورتیزول مهمترین هورمون از مجموعه هورمونهای استروئیدی قشر فوق کلیه موسوم به گلوکوکورتیکوئیدها است. هیپوتالاموس با رها کردن آزادکننده‌های خود(CRH) موجب تحریک ترشح  ACTH از هیپوفیز شده و ACTH موجب ترشح کورتیزول از قشر فوق کلیه می‌شود.

 

نسبت تستوسترون به کورتیزول:

تصور می‌شود که نسبت تستوسترون به کورتیزول، نسبت فرایند آنابولیکی و کاتابولیکی در هنگام برگشت به حالت اولیه را تنظیم می‌کند، بنابراین تغییر در این نسبت نشانه مهمی است و شاید علتی برای سندرم بیش‌تمرینی باشد. البته بررسی این نسبت در یک جلسه فعالیت منفرد می‌تواند نشان‌دهنده فراخستگی باشد. چرا که سندرم بیش تمرینی ناشی از چندین فراخستگی متوالی است. نسبت تستوسترون به کورتیزول معمولا بعد از تبدیل واحد مقادیر هر دو هورمون به نانومول بر لیتر محاسبه می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 5:38  توسط گروه نویسندگان  | 

ششمین همایش ملی دانشجویی

فراخوان ششمین همایش ملی دانشجویی

جهت کسب اطلاعات همایش به وبسایت زیر مراجعه فرمائید

http://www.sstu90.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 4:45  توسط گروه نویسندگان  | 

مرجع سایت های تربیت بدنی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم تیر 1390ساعت 20:12  توسط گروه نویسندگان  | 

آیا نژاد در توان ورزشی یک عامل تعیین کننده است؟

 محققين تا به حال پاسخ قانع کننده ايی پيدا نکرده اند.بحث های زيادی درباره ی برتری و بنيادی برخی از نژادها در زمينه پرداختن به ورزش وجود دارد.برای مثال سياهان در دو وميدانی به خصوص در دوهای کوتاه مدت زمانی سرعت و از سوی ديگر عدم علاقه سياهان به ورزش های آبی باز هم مربوط به ويژگی های فيزيکی و روحی آنان است .افراد می توانند با توجه به مشاهدات و برداشت های خود به يک سری از نتايج و تجزيه تحليل ها برسند.ولی نکته اساسی را که می توان در اين رابطه گفت همگانی شدن ارزش ها و ورزش ها ست. به اين معنی که ديگر نمی توان صحبت از اين موضوع کرد که فلان ورزش به گونه ايی صد درصد در انحصار گروه نژادی خاص است  . نقل و انتقال بازيکنان ديگر اين بحث را کنار گذاشته .برای مثال تيم ورزشی يک باشگاه معروف که کلکسيونی از رنگ ها را به وجود آورده که سياهان و سفيدان در کنار هم يک رشته را بازی می کنند يک هدف دارند.

ملیحه کهن پور

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 23:8  توسط گروه نویسندگان  | 

در حال تشکیل تیم علمی

با سلام

در حال تشکیل یک تیم علمی قوی ، فعال و حرفه ای هستیم

از تمام علاقه مندان به فعالیت علمی و وبلاگ نویسی دعوت به همکاری می شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 15:44  توسط گروه نویسندگان  | 

مکمل غذایی در ورزش

بیشتر متخصصین تغذیه معتقدند که غذا بهترین منبع مواد مغذی است.در صورتی که غذاهای متنوعی از غلات،سبزیجات،میوه جات،لبنیات و گوشت مصرف کنید،به قرص های ویتامین و مواد معدنی نیاز پیدا نمی کنید.با این وجود در صورتی که نوعی بیماری یا نیازهای تغذیه ای خاصی دارید که با منابع معمول غذایی قابل رفع نیست یا اینکه اصولاً از یک نوع مواد غذایی خاص استفاده نمی کنید(مثلاً از شیر تا سایر محصولات لبنی مصرف نمی کنید). ممکن است مکمل برای شما سودمند باشد.

 

شزایط زیر احتمالاً نیاز به مکمل دارد:

 

کمبود لاکتات:افراد مبتلا به کمبود لاکتات قادر به هضم شیر و برخی فرآورده های شیر نیستند در صورتی که این افراد به اندازه کافی از سایر مواد غذایی محتوی کلسیم فراوان (نظیر اسفناج،کلم و باقلا)استفاده نکنند،مصرف یک مکمل کلسیمی مفید خواهد بود.به طور مشابه افرادی که آلرژی به شیر دارند یا از شیر و محصولات آن خوششان نمی آید نیز احتمالاً از مکمل کلسیمی سود خواهند برد.رژیم گیاهخواری،ویتامین B12،آهن،روی و مکمل های کلسیمی ممکن است مورد نیاز باشند.

 

کمبود ویتامین یا مواد معدنی:

 

در صورت تشخیص کمبود ویتامین یا یک ماده معدنی بخصوص،استفاده از مکمل در درمان این کمبود کمک کننده می باشد.

 

اما چگونه میتوانید بفهمید که نیازهای خاص دارید یا اینکه رژیم غذایی شما فاقد مواد مغذی کلیدی است؟

 

به عنوان یک ورزشکار شما از ارزیابی تغذیه ای برای بررسی عادات غذایی اخیرتان،تشخیص مواردی که به طور مناسب رعایت می کنید،برای نشان دادن راههای بهبود و شناسایی نیاز خود به مکمل ها سود خواهید برد.تجربه نشان میدهد ورزشکاران از مکملهایی استفاده میکنند که رژیم غذایی آنها بطور کامل این نیازها را تأمین نموده و در مورد مواد مغذی که کمبود دارند از مکمل مناسب استفاده نمی نمایند یک ارزیابی تغذیه ای میتواند  خلاءهای تغذیه ای شما را پرکند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 12:45  توسط گروه نویسندگان  | 

قلب ورزشکار در مقایسه با قلب بیمار

دیدگاه تاریخی :

- قلب ورزشکار نقش مهمی در توانایی انجام کارهای عضلانی بیشینه بازی می‌کند. این نکته اولین بار در اوایل قرن 17 مورد توجه Giovanni Lancisi پدر کاردیولوژی قرار گرفت.

- Osler(1892) اشاره می‌کند قلب بزرگ ورزشکاران ممکن است پیامد استفاده بلند مدت از عضلات آنها باشد ، اما هیچ انسانی دونده یا پارو زن بزرگی نخواهد شد مگر آنکه به طور طبیعی قلب بزرگ یا قابلیت آن را داشته باشد.

- 8 سال بعد Henschen(1899) که روی اسکی بازان استقامتی کار می‌کرد نخستین بار واژه ی "قلب ورزشکار" را به کار برد.

- با این حال از اواخر قرن 19 و تا دهه هایی از قرن 20 بسیاری از پزشکان عقیده داشتند که فعالیت های ورزشی اثرات زیانباری بر قلب دارد. این عقیده برخاسته از کار کاردیولوژیست آلمانی Beneke روی نوجوانان ورزشکار بود که در سال 1879 منتشر شد و برای 50 سال یعنی زمان انتشار یافته های پژوهشی دو پزشک اتریشی پایدار ماند.

- Deutsch & Kauf (1924) دو پزشک اتریشی موسسه قلب وین با مطالعه قلب ورزشکاران مرد و زن در 16 رشته ورزشی به این نتیجه رسیدند که اندازه قلب در مردان شناگر 30 تا 40 درصد و در زنان شناگر 4 تا 12 درصد افزایش می یابد. بیشترین افزایش اندازه قلب به ترتیب مربوط به اسکی بازان استقامت ، پارو زنان ، دوچرخه سواران ، شناگران ، کشتی گیران ، کوهنوردان ، دوندگان ، وزنه برداران و پرتاب گران ، بازیکنان فوتبال ، مشت زنان و شمشیر بازان بود. در پیگیری 6 ماهه ، مشکلات قلبی خاصی در این ورزشکاران مشاهده نشد.

- با این حال این دانشمندان نتوانستند به این سئوال پاسخ دهند که آیا ورزشکاران قهرمان به طور ارثی قلب بزرگتری نسبت به افراد عادی دارند یا این که ورزش موجب این افزایش در اندازه قلب شده است؟

- بر اساس بازنگری Rost (1997) در سال های آخر 1800 و اول 1900 عقیده عمومی این بود که ورزش موجب کوتاه شدن طول عمر ورزشکاران نسبت به افراد عادی می‌شود. همین عقیده موجب شد که در قرن 20 نیز با تشخیص صداهای غیر طبیعی قلب از شرکت ورزشکاران در مسابقات جلوگیری شود ، اتفاقی که در مورد Clarence Demar(1910s) و Wally Hayward(1930s) اتفاد. جالب این که پس از مرگ Demar بر اثر سرطان روده ، کالبد شکافی نشان داد که وی دارای قلب طبیعی بوده و صدای اضافی مربوط به سندرم قلب ورزشکار است. پس از مرگ Demar گزارش شد که اکثریت دوندگان دارای صدای اضافی (صدای سوم و چهارم) قلب هستند(Parker 1978).

 

روش های تشخیص در مطالعات قلبی :

- رادیوگرافی : اوایل 1960 ، دقت کار بسیار پائین بود.

- الکتروکاردیوگرافی : تغییرات در موج های الکتروکاردیوگرام به علت توده عضلانی بالا در ناحیه قفسه سینه ورزشکاران و وجود دامنه گسترده ای از الگوهای غیر طبیعی ECG با تمرینات استقامتی جای اشتباه زیاد بود.

- اکوکاردیوگرافی : اوایل 1970 .

اولین بار این روش توسط Rost et al.(1975) استفاده شد.

- روش MRI

 

با وجود روش های پیشرفته هنوز تشخیص دقیق هیپرتروفی فیزیولوژیک از پاتولوژیک به علت همپوشانی یافته های مورفولوژیک بین قلب ورزشکار و قلب بیمار بسیار دشوار است.

تغییرات مورفولوژیکی :

قلب انسان (بطن چپ) توانایی پاسخ به محرکات مختلف از جمله ورزش را دارد. این پاسخ به طور عمده به شکل تغییر در اندازه ، شکل و ضخامت دیواره به تغییرات در سطوح سلولی و مولکولی مشاهده می شود.

 

اندازه حفره ی بطن چپ :

تغییرات ناشی از ورزش در حجم بطن چپ در کمتر از 3 ماه تمرین استقامتی رخ می دهد(Ehsani et al.1978).

یک هفته تمرین استقامتی موجب افزایش در حجم دیاستولیک بطن چپ می‌شود(Robal et al.1987).

 

Morgenroth et al.(1975) ابعاد بطن چپ را در 56 ورزشکار با روش اکوکاردیوگرافی ارزیابی کردند.

یافته ها : افزایش حجم پایان دیاستولی و افزایش توده ی بطن چپ

نتیجه گیری : در ورزشکاران شرکت کننده در فعالیت هایی که حجم مورد تقاضا از قلب بالاست (ورزش های ایزوتونیک) ، افزایش قطر پایان دیاستولی و به دنبال آن افزایش ضخامت دیواره ی قلب برای طبیعی کردن تنش دیواره قابل پیش بینی است.

در ورزشکاران شرکت کننده در فعالیت هایی که فشار مورد تقاضا از قلب بالاست (ورزش های ایزومتریک) ، افزایش ضخامت دیواره بدون تغییر در قطر پایان دیاستولی قابل پیش بینی است.

Ehsani et al (1978) مطالعه ای طولی را برای ارزیابی تغییرات ابعاد قلب در پاسخ به تمرین و بی تمرینی در شناگران انجام دادند.

یافته ها : پس از 9 هفته تمرین ، افزایش معنی داری در قطر پایان دیاستولی (از 7/48 به 52 میلی متر) و ضخامت دیواره ی بطن چپ (از 4/9 به 1/10 میلی متر) مشاهده شد. پس از 3 هفته بی تمرینی ، بازگشت معنی داری در سازگاری های بوجود آمده مشاهده شد.

 

Pelliccia et al. (1991) ابعاد بطن چپ را در 947 ورزشکار مرد نخبه با روش اکوکاردیوگرافی مطالعه کردند.

یافته ها : ضخامت دیواره بطن چپ از 7 تا 16 میلی متر متغیر بود (16 ورزشکار ضخامت دیواره ی 13 میلی متر و بالاتر داشتند که 15 نفر آنان پاروزن یا کانوییست بودند).

 

Pelliccia (1996) ابعاد بطن چپ را در 600 ورزشکار زن نخبه با روش اکوکاردیوگرافی مطالعه و آن را با 65 زن غیر ورزشکار مقایسه کردند.

یافته ها : در ورزشکاران قطر پایان دیاستولی و ضخامت دیواره ی بطن چپ به ترتیب 6 و 14 درصد بزرگ تر از گروه کنترل بود.

 

Turpeinen et al. (1996) ابعاد قلب 9 دونده ی استقامت و 8 مرد غیر ورزشکار را به روش MRI ارزیابی کردند.

یافته ها : افزایش توده بطن چپ ، افزایش محور طولی حفره ی بطن چپ همبستگی بالایی با VO2max داشت.

 

شکل قلب : مطالعات اندکی در رابطه با شکل قلب ورزشکار انجام شده است. یافته های پژوهشی نشان می‌دهد که گشاد شدن قلب ناشی از ورزش در محور طولی رخ می‌دهد ، در حالیکه در بیماران قلبی ، قلب به صورت افقی گشاد می‌شود. Turpeinen et al.(1996) و Pelliccia & Maron (1997).

 

محرک دقیق هیپرتروفی در قلب ورزشکار نا مشخص است. اما بار کار کل (اضافه بار فشاری و حجمی) محرک اصلی برای هیپرتروفی قلب است.

قرار گرفتن بلندمدت در معرض کاتکول آمین ها نیز ممکن است در هیپرتروفی قلب موثر باشد(Scheuer & Buttrick 1987).

در هر دو مورد هیپرتروفی فیزیولوژیک و پاتولوژیک افزایش ضخامت دیواره ی بطن چپ پاسخی جبرانی برای کاهش فشار دیواره است(Scheuer & Buttrick 1987 ، Maron et al.1995 ، Richey & Brown 1998 ، Opie 1998). با این تفاوت که در هیپرتروفی پاتولوژیک این تغییر قادر به رفع نیاز میوکارد نیست و پیامد آن اختلال در عملکرد قلب در نتیجه ی ایسکمی اجزا انقباضی است.

 

در ورزشکاران  استقامتی ، اضافه بار حجمی مزمن موجب افزایش برون ده قلبی و بازگشت وریدی می‌شود. کاهش بلندمدت ضربان قلب ، کاهش پس بار و افزایش پیش بار در کنار اضافه بار حجمی موجب تغییر در ساختار بطن چپ می‌شود(Opie 1998).

اضافه بار حجمی = افزایش حجم پایان دیاستولی بطن چپ = افزایش ناشی از ورزش در اندازه ی حفره بطن چپ

 

افزایش شعاع قلب از نظر مکانیکی یک محدودیت است ، چون موجب افزایش تنش دیواره ی بطن برای ایجاد فشار خون مشابه می‌شود (در صورتی که ابعاد خطی قلب شامل شعاع و محور طولی دو برابر شود ، تنش دیواره چهار برابر خواهد شد).

برای طبیعی شدن تنش دیواره و به دنبال آن تامین نیاز اکسیژن میوکارد ، به همراه افزایش شعاع ، هیپرتروفی اندک نیز ضروری است. همان اتفاقی که برخلاف حالت پاتولوژیک به هنگام تمرین استقامتی رخ می‌دهد.

سه محرک اصلی هیپرتروفی علاوه بر عوامل همودینامیک و رشد قلب عبارتند از :

- کشش سلول های عضلانی . کشش میوسیت ها پیام تحریکی برای هیپرتروفی و بیان ژنی است(Schwartz et al. 1992).

- آگونیست ها . آنژیوتانسین 2 ، کاتکول آمین ها و اندوتلین (روی PKC عمل می‌کند).

- عوامل رشدی . عامل رشدی شبه انسولین (IGF) و عامل رشدی تبدیلی (TGF)(Opie 1998).

 

عملکرد سیستولیک و دیاستولیک بطن چپ همراه با تغییرات مورفولوژیکی افزایش می‌یابد :

- افزایش قدرت انقباضی قلب

- کاهش ضربان قلب

- پر شدن موثر بطن (کاهش ضربان قلب موجب افزایش زمان پر شدن بطن و در نتیجه پر شدن موثر آن می‌شود).

- تغییر در عملکرد متابولیکی _ با وجود افزایش برداشت گلوکز در کل بدن و عضلات اسکلتی ورزشکاران ، برداشت گلوکز میوکارد کاهش می‌یابد که نشانگر تغییر نیازهای انرژی و نوع سوخت مورد استفاده توسط قلب است(Nuutila et al. 1994). در همین رابطه Turpeinen et al.(1996) نشان دادند که اکسیداسیون اسیدهای چرب سوخت جایگزین نیست.

علاوه بر این همراه با افزایش توده ی عضلانی بطن چپ ، نسبت حجم میتوکندری به تارچه عضلانی حفظ می‌شود(Richey & Brown 1998).

- افزایش شبکه مویرگی قلب

 

Sugishita et al. (1983) تغییرات طبیعی در قلب ورزشکار را در پاسخ به تمرین با تغییرات غیر طبیعی ناشی از شرایط پاتولوژیک مقایسه کردند.

آزمودنی‌ها : ورزشکاران (31 دونده و 17 جودوکار) ، بیماران (15 بیمار مبتلا به بازگشت آئورتی ، 13 بیمار فشار خونی ، 14 بیمار مبتلا به گشادی قلب و 11 بیمار مبتلا به بزرگی قلب) ، گروه کنترل (25 نفر).

یافته ها : نسبت شعاع به ضخامت دیواره ی بطن چپ در دونده ها طبیعی و در بیماران مبتلا به بازگشت وریدی و گشادی قلب بالا بود.

به طور کلی دو نوع هیپرتروفی قلب داریم :

1.    هیپرتروفی پاتولوژیک (قلب بیمار)

2.    هیپرتروفی قیزیولوژیک (قلب ورزشکار)

هیپرتروفی پاتولوژیک از بیماری قلب ناشی می‌شود ، در حالیکه هیپرتروفی فیزیولوژیک از تمرینات طولانی مدت ناشی می‌شود.

علل هیپرتروفی پاتولوژیک :

- اضافه بار فشاری مزمن : فرد همیشه با پس بار مواجه است.

- اضافه بار حجمی : فرد همیشه با پیش بار مواجه است.

 

با هیپرتروفی پاتولوژیک رخ می‌دهد :

- رشد تارهای عضلانی

- تغییر ساختار قلب

- سوخت و ساز قلب به سمت گلوکز

- فیبروز سلولهای عضلانی قلب

- اختلال در عملکرد میوکارد

- مرگ و میر

 

با هیپرتروفی فیزیولوژیک رخ می‌دهد :

- تغییر ساختار قلب

- افزایش بیان ژن

- سوخت و ساز طبیعی

- بهبود در عملکرد میوکارد

 

اشکال مورفولوژیک هیپرتروفی فیزیولوژیک :

- قلب یک فرد تمرین کرده استقامتی ناشی شده است از ورزش با اجزاء دینامیک (هیپرتروفی اکسنتریک)

- قلب یک فرد تمرین کرده قدرتی ناشی شده است عمدتا از تمرین ایزومتریک (هیپرتروفی کانسنتریک)

- در طی تمرین استقامتی اضافه بار حجمی رخ می‌دهد. علت هیپرتروفی اکسنتریک ، افزایش قطر داخلی بطنها ، با یک افزایش ملایم ضخامت دیواره

- ورزشکاران استقامتی همیشه با اضافه بار حجمی مواجه هستند. همیشه پیش بار. بدلیل اینکه حجم خون آنها بیشتر است.

- در طی تمرین قدرتی اضافه بار فشاری رخ می‌دهد. هیپرتروفی کانسنتریک سبب می‌شود با افزایش ضخامت دیواره بطن بدون تغییر در قطر حفره.

- ورزشکاران قدرتی همیشه با اضافه بار فشاری مواجه هستند. همیشه پس بار.

- هیپرتروفی فیزیولوژیک برگشت پذیر است.

- نشان داده شده است که ضخامت دیواره بطن چپ در اوج آمادگی ورزشکاران قایقران نخبه 13 میلی متر بوده است که بعد از 8 هفته بی تمرینی به 10 میلی متر کاهش یافته است.

 

نقش سه دسته عوامل در رشد فیزیولوژیک قلب :

1. عوامل رشدی

2. عوامل مربوط به رونویسی ژن

3. عوامل تنظیمی

 

5 محرک برای تغییرات سازگاری در میوسیت قلب :

1. فاکتورهای هومورال خارجی از قبیل هورمونها ، فاکتورهای رشد پپتیدی و میانجی های عصبی

2. بارهای مکانیکی

3. تغییر در کلسیم داخل سلولی. انقباض مربوط است به فعالیت انقباضی آن

4. هیپوکسی

5. وضعیت ردوکس سلولی

 

هیپرتروفی پاتولوژیک :

اضافه بار فشاری ---> افزایش آنژیوتانسین 2 ---> تحریک رسپتور پروتئین G ---> فسفوریلاسیون Ip3 ---> فعالیت Calcineurin ---> NFAT ---> پاسخ ژنی هیپرتروفی

 

هیپرتروفی با اضافه بار حجمی :

فعالیت استقامتی ---> افزایش فعالیت عصبی سمپاتیک ---> کاهش جریان خون کلیه ---> ترشح رنین ---> افزایش آنژیوتانسین و آلدوسترون در طی و بلافاصله بعد از تمرین

این تاثیر در بی تمرینی بیشتر باقی می‌ماند.

 

IGF-1 و GH

IGF-1 شروع می‌کند فسفوریلاسیون خود به خودی IRS-1 و PI3k

 

سایتوکاین ها و هیپرتروفی قلب :

- اینترلوکین1 ، LIF ، α TNF و CT-1 شاید مدوله کنند رشد در میوست قلب

- اما این تاثیر به صورت معنادار ثابت نشده است

- CT-1 احتمالا تنها سایتوکاینی است که در هیپرتروفی قلب تاثیر دارد

- CT-1 باعث می‌شود یک هیپرتروفی قلب با بزرگ کردن طولی میوسیت قلب با حداقل تغییر در پهنای سلول

 

فشارهای مکانیکی :

- در اضافه بار فشاری بوسیله تنگی آئورت ، میوسیت قلبی منقبض می‌شود در برابر مقاومت افزایش یافته و هیپرتروفی قلبی عمدتا رخ می‌دهد بوسیله افزایش CSA آنها.

- در اضافه بار حجمی ، هیپرتروفی قلبی عمدتا رخ می‌دهد بوسیله کشیده شدن میوسیت قلبی

 

گیرنده های مکانیکی :

- از طریق راه سیگنالینگ یک هم خانواده گیرنده های رویه سلولی به نام اینتگرین

- فعال شدن تیروزین کیناز غیر رسپتور بوسیله کشش ناشی از تغییرات تطبیقی

- فعالیت کششی کانالهای یونی ایجاد می‌کند افزایش کلسیم

 

مسیر Calcineurin/NFAT مکانیسم ضروری هیپرتروفی پاتولوژیک ، واماندگی قلبی و مرگ ناگهانی. اگرچه هیپرتروفی فیزیولوژیک که در پاسخ به تمرین رخ می‌دهد ، به نظر نمی‌رسد در این مسیر درگیر باشد.

 

مسیر AKT/mTOR

مسیر اصلی است که در ورزش باعث هیپرتروفی می‌شود.

- تمرین باعث رشد قلبی می‌شود که تنظیم می‌شود بوسیله راه سیگنالینگ محوری GH/IGF از طریق PI3k/AKT یا AKT/mTOR

 

- فعالیت پروتئین AKT فسفوریله می‌کند سوبستراهای متفاوت درون سلولی را در تنظیم رشد ، متابولیسم و ابقاء

- بیان زیاد گیرنده IGF-1 ---> فعالیت AKT ---> هیپرتروفی فیزیولوژیکی بوسیله افزایش جریان کلسیم از طریق کانال کلسیم L-type و SERCA

 

- رشد فیزیولوژیکی و سازگاریهای همودینامیکی کند می‌شود زمانی که AKT-1 سرکوب شود

- گلیکوژن سنتتاز کیناز-3 ، تنظیم کننده مهم منفی سنتز پروتئین است که جلوگیری می‌شود بوسیله AKT

 

- میتوژن فعال کننده پروتئین کیناز (MAPK) ، پروتئین سیگنالی موجود در همه جا است که درگیر است در کنترل رشد ، کارکرد و سازگاری سلول

- مکانیسم کشش باعث فعالیت سیگنالی MAPK می‌شود. در نتیجه آن بیان ژنی c-fos ، c-jun و c-myc شروع می‌شود و متعاقبا این افزایش بیان ژنی مرتبط با هدف ملکولی آن در هیپرتروفی میوسیت در بیرون از محیط بدن

 

- هیپرتروفی بطن چپ به طور کمیابی می‌دهد مقدار آزمودنی با ضخامت دیواره بیشتر از 12 میلی متر.

- در کمتر از 10 درصد ورزشکاران دارای ضخامت دیواره بیشتر از 12 میلی متر بوده اند که خارج از دامنه نرمال پذیرفته شده به طور مرسوم می‌باشد.

 

کارکرد سیستولی بطن چپ و الگوی پر شدن دیاستولیک معمولا نرمال است.

- هیپرتروفی بطن چپ تنها اتفاق نمی‌افتد در ورزشکاران نخبه المپیکی

- نشان داده شده است توده بطن چپ بعد از 10 هفته تمرین موازی به میزان 18 درصد افزایش می‌یابد

- آشکار شده است که افزایش در توده بطن چپ دارای یک مولفه ژنتیکی قدرت است که شاید توضیح دهد چرا تنها برخی از ورزشکاران توسعه می‌دهند هیپرتروفی بطن چپ را.

- افزایش در توده بطن چپ منعکس می‌شود بوسیله یک افزایش در پپتید تغذیه ای مغز

- به چند دلیل که یکی پراکندگی QT می‌باشد ما ناخوشایندیم که هیپرتروفی بطن چپ ورزشکار را صرفا یک سازگاری فیزیولوژیکی بدانیم

- هیپرتروفی بطن چپ ورزشکار در عموم مردم معمول نیست.

 

برای اطمینان از عدم قلب بیمار به جای قلب ورزشکار باید اندازه گیری شود:

1. توده بطن چپ/شاخص توده

2. پپتید تغذیه ای مغز

3. پراکندگی QT

4. ژنوتایپ ACE

 

- تمرین جلوگیری می‌کند از هیپرتروفی پاتولوژیک

- ACE ، اندوتلین1 ، پپتید تغذیه ای مغز ، زنجیره سنگین بتامیوزین ، Caveolin-3 و سنتز نیتریک اکساید اندوتلیال مشارکت می‌کنند در هیپرتروفی پاتولوژیک

- حد بالای هیپرتروفی فیزیولوژیکی دیواره بطن و قطر داخلی آن به ترتیب 16 و 66 میلی متر می باشد.

- ضخامت دیواره بیش از 13 میلی متر معمول نیست.

 

- هیپرتروفی گزارش شده است ناشی می‌شود بوسیله افزایش اکسیدانت ، سطوح در گردش کاتکول آمین ها ، بار همودینامیک و هیپوکسی

- راههای سیگنالی عمده و تغییرات معمول در بیان ژن که پیدا شده است در ناشی شدن هیپرتروفی شامل آنژیوتانسین ، اندوتلین1 ، کاتکول آمین ها ، فعالیت Gپروتئین ، سیگنالینگ کلسیم ، فسفواینوزیتید3کیناز ، خانواده غشاء کراتینی پروتئین کیناز و میتوزین فعال پروتئین کیناز سه شاخه.

 

- کینازهای تنظیم کننده سیگنال خارج سلولی P38 ، c-jun ، N-terminal kinases مهم هستند برای توسعه هیپرتروفی در عضله قلبی

- تغییر ویژگی های بیان ژن در هیپرتروفی شامل افزایش رونویسی فاکتور تغذیه ای سرخرگی ، بتامیوزین با زنجیره سنگین ، اکتین آلفا اسکلتی ، اینتگرین و شاید ژنهای توبولی

اکسیدانت باعث می‌شود عضله قلبی بزرگ شود در خارج از محیط بدن

 

محمدعلی کهن پور

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 23:46  توسط گروه نویسندگان  | 

تصاویر متحرک از ورزش های مناسب صبح گاهی برای جلوگیری از کمر درد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: www.bia2net.ir

 

فرهادی

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 12:45  توسط گروه نویسندگان  | 

مطالب قدیمی‌تر